مجله اینترنتی اسرار نامه سبزوار

20 مرداد 1395   /   کد مطلب: 14565   /   بازدید: 1362   /   نظرات: 8

سمانه علی اکبری: روحیه انتقاد گری شاكله اصلي كار خبرنگاران است / کار تیمی رمز موفقیت دفتر خبر صدا و سیما در سبزوار

سمانه علی اکبری: روحیه انتقاد گری شاكله اصلي كار خبرنگاران است  کار تیمی رمز موفقیت دفتر خبر صدا و سیما در سبزوار
مجله اینترنتی اسرارنامه:
 
حرفه خبرنگاری به طور کل در زمره مشاغل سخت و پر آسیب دسته بندی می شود، اما برای خانم های خبرنگار قطعا دشواری های این حرفه بیشتر از آقایان است.
 
شاید به خاطر همین دشواری هاست که درمیان خبرنگاران سبزوار تعداد خبرنگاران خانم بسیار اندک و دوره فعالیت آنان معمولا کوتاه تر از آقایان می باشد. اگر مروری گذرا بر فعاليت خبرنگاران سبزواری حداقل در یک دهه اخیر بیاندازیم، خانم هایی نظیر غلامی، جراحی، فسنقری، کیخسروی و... به یاد خواهیم آورد که هریک پس از چند سال فعالیت ارزنده در عرصه خبر سبزوار، این محیط را ترک کرده اند و به ندرت می توان بانویی را در سبزوار یافت که بیش از یک دهه به فعالیت حرفه ای خبری ادامه داده باشد.
 
شاید یک دلیل اصلی ماندگاری کم بانوان در عرصه خبر سبزوار علاوه بر سختی ذاتی کار خبرنگاری، عدم تأمین مناسب شغلی آنان نسبت به خبرنگاران مرد باشد. چرا که عمدتاً بانوان با حقوق هایی کمتر ، بدون بیمه و البته با فشار بیشتری به کار خبری مشغول می شوند.
 
 اما در عین حال خانم های خبرنگار سبزواری اگرچه کم تعدادند و عمر فعالیتشان کوتاه است، لیکن آن هایی که به مدت چند سال در این حرفه باقی می مانند اکثراً بانوانی با استعداد، جسور و کاربلد هستند که کیفیت کارشان اگر از آقایان همکار بیشتر نباشد، کمتر نیست.
 
در حال حاضر بانوانی نظیر الهام شبانی مقدم، سحر وحدت و سمانه علی اکبری از خانم های خبرنگاری هستند که با چند سال سابقه مشغول فعالیت جدی خبری در غرب خراسان رضوی هستند. اما معلوم نیست هیچ كدام از این بانوان می توانند حداقل یک دهه فعالیت خبری را تاب بیاورند و یا مانند دیگر همکاران خود، پیش از آنکه به جایگاه پیشکسوتی برسند، عرصه خبر را ترک خواهند گفت. 
 
در بین بانوان خبرنگار سبزوار، اما خانم سمانه علی اکبری به خاطر تنوع فعالیتش که هم در رسانه های مکتوب و هم در صدا و سیما به عنوان خبرنگار آزاد این رسانه، حضور پیدا کرده است، موقعیتی خاص دارد. بانویی که هم از دغدغه های تهیه تیتر کوتاه و جذاب، لید گویا و مختصر، متن همه جانبه با دربرداشتن همه ارزش های خبری و متناسب با اندازه ستون های یک نشریه کاغذی یا سایت اینترنتی آگاه است و هم استرس كار خبري در تلويزيون، رعایت تمام استانداردهای مورد نیاز صدا، نور و تصویر در گزارش های تصویری و ... را تجربه کرده است.
 
او علاوه بر این که رگ خواب واژگان را در خبرهای متنی می داند، در نریشن گویی گزارش های تلویزیونی نیز به خوبی آگاه است که چگونه با صدای گرم خود هر واژه را به شکل مناسب ادا کند تا فهم و درک بهتری نصیب بینندگان و شنوندگانش شود.
 
شاید به خاطر همین ویژگی ها و استعدادهاست که خانم علی اکبری سال گذشته موفق شد در نشست تخصصی خبرنگاران آزاد صدا و سیمای خراسان رضوی که در شهر کاشمر برگزار شد، مورد تقدیر مسئولان صدا و سیمای خراسان رضوی قرار بگیرد.
 
البته خود علی اکبری بخش عمده ای از موفقیت هايش را مدیون همکاری هاي خوب همکارانش در دفتر خبر صدا و سیما که اهل کار تیمی و همدلی هستند، می داند.
 
مجله اینترنتی اسرارنامه که در سال های فعالیت خودهمواره در ایام مردادماه گفتگوهایی مفصل با همکاران رسانه ای در سبزوار به ویژه بانوان خبرنگار داشته است، امسال هم در همین ایام به انتشار گفتگوی مفصلی می پردازد که مدتی قبل با خانم علی اکبری انجام داده است که دراین مصاحبه صرفا به حوزه کار خبری خانم علی اکبری محدود نشده ایم و برای آن دسته از مخاطبان گرامی که همواره کنجکاوی های بیشتری نسبت به سوژه های مختلف دارند، سئوالات بیشتری را از زندگی  خانم علی اکبری که در چند سال اخیر به یکی دیگر از چهره های تلویزیونی خبر سبزوار تبدیل شده است، گنجانیده ایم که در ادامه از نظر می گذرد: 
 
 
یک معرفی کوتاه از خودتان ارائه دهید.
سمانه علی اکبري متولد سبزوار هستم. در کودکی آرزویم جهانگردي بود .بعدها در سنین مدرسه به فعالیت های ورزشی روی آوردم، اما درنهایت برخلاف ميل باطني ام در دانشگاه آزاد اسلامی سبزوار در رشته زبان و ادبیات فارسی تحصیل کردم و پس از آن هم در مسیر خبرنگاری قرار گرفتم هر چند رشته دانشگاهیم با خبرنگاری مرتبط است.
 
 
چه طور تحصیل در رشته ادبیات فارسی که آن هم اصلا علاقه ای به آن نداشتید، به شما در امر خبرنگاری کمک کرد؟
بله درابتدا واقعا به ادبیات علاقه نداشتم. حتی موقع انتخاب رشته، رشته های حقوق، روانشناسي، الهيات را انتخاب كرده بودم و آخرين اولويتم ادبيات بود و جالب است که در اين رشته که دوستش نداشتم رتبه 50 را آوردم و در سال 80 وارد این رشته در دانشگاه آزاد سبزوار شدم. خوب تأثیری که روی شغل آینده من گذاشت، این بود که کمک کرد نویسنده خوبی در خبرهای متنی و حتي صداوسيما بشوم. 
 به هر حال آن زمان قسمت بود که ادبیات بخوانم و چون آن زمان در دانشگاه آزاد اسلامی سبزوار اساتید برجسته ای مانند آقایان دکتر عشقی، فخر، انزابی  نژاد، راشد محصل، دامغانی ثانی، ولایتی و ... تدریس می کردند، کم کم به این رشته علاقه مند شدم و شاگرد اول دانشکده خودمان شدم.  
 
 
خوب چه شد که سر از خبرنگاري در آورديد؟ 
من انصافا مسیر پر فراز و نشيبي را طی کرده ام . از آنجایی که خیلی ماجرا جو بودم به همین خاطر جهانگرد شدن را دوست داشتم ، در عین حال ورزش هم می کردم و موفق به کسب چند مقام شهرستانی و استانی در رشته آمادگی جسمانی شدم و رکورددار دراز و نشست بودم.به همین خاطر حتی قرار شد وارد دانشکده ورزش مشهد شوم که آن هم بنا به دلایلی نشد و خلاصه من وارد رشته ادبیات دانشگاه آزاد سبزوار شدم. پس از فارغ التحصیلی بلافاصله به سراغ خبرنگاری نیامدم ، ورزش را ادامه دادم اما متاسفانه به دلیل آسیبی که در این حرفه دیدم دیگر قادر به فعالیت نبودم، مدتی گذشت تا اینکه در آن بهبوهه به واسطه یکی از دوستانم در يكي از جرايد محلي مشغول به كار شدم و از اين طريق با دفتر خبر صداوسيما نیز آشنا و با پيشنهاد آقاي نامني مدير دفتر كار با صداوسيما را آغاز كردم.
 
 
چه سالی وارد سایت شهرداری شدید؟
 سال 90 وارد مجموعه روابط عمومی شهرداری و همکاری با این مجموعه مردمی شدم. در اینجا با حمايت هاي خوب آقای مقیسه واقعا فرصت های خوبی برای رشد من پیش آمد، شیوه کار با وی و در حال حاضر با آقای اختریان مدیر روابط عمومی شهرداری برایم بسیار جالب و جذاب بوده و هست. در زمان مدیریت اقای مقیسه آموختم که باید به دوردست ها نگاه کرد. انگار به نوعی در روابط عمومی شهرداری بزرگ شدم. چون افراد مختلفی در آنجا رفت و آمد داشتند که برای من هم فرصت گفت و گوهای خوبی فراهم می شد.
 
 
اولین گزارشی که برای بخش خبری تلویزیون کار کردید، در چه تاریخی بود؟
 بهمن سال 90 بود البته من از چند ماه قبل تر کارم را با بخش خبرهای مکتوب خبرگزاری صدا و سیما آغاز کرده بودم. اما اولین گزارش تلویزیونی ام، گزارشی از یک نمایشگاه نقاشی در فرهنگسرای آفتاب میدان 22 بهمن بود و جالب اینجا بود که چون از بچگی در محیط خانوادگی با فیلم برداری و فیلم گرفتن آشنا شده بودم، اصلا برای جلوی دوربین رفتن استرس نداشتم. بچه های تیم خبری می گفتند ما فکر می کردیم تپق بزنی و استرس داشته باشی ضمنا وقتی هم  که اولین گزارشم در تلویزیون پخش شد برایم خیلی جذابيت نداشت و عکس العمل خاصی نداشتم در حالیکه دیگران نظرات متفاوتی را به من اعلام کردند. 
 
 
خوب از کار در صدا و سیما بگویید. دلیل عملکرد موفقیت آمیز دفتر خبر صدا و سیمای سبزوار در چند سال اخیر چیست؟ خبرها و گزارش های زیادی از سبزوار تهیه و در بخش های خبری سیمای خراسان رضوی پخش می شود که بعضی از آن ها به بخش های خبری شبکه های سراسری هم راه می یابد. موفقیت های دفتر خبر سبزوار به شکلی بوده که چندین مرتبه اعتراض بعضی خبرنگاران شهرهای همسایه را حتی در آورده و در سایت ها و نشریات محلی شان  مطالبی انتقادی نوشته بودند طوری که گویا آن عزیزان گمان کرده بودند مسئولان صدا و سیمای خراسان رضوی با سبزوار به قول معروف پارتی دارند؟ به نظر خودتان  این موفقیت چه طور به دست آمده؟
به نظر من کار تیمی رمز موفقیت دفتر خبر صدا و سیما در سبزوار است .آقای درقدمی در خبر مدیریت خوبی دارند و آقای نامنی در مسئولیت دفتر به خوبی نقش خود را ایفا می کنند و آقایان فاتحی کیا و برزویی نیز هر دو اهل تعامل و همکاری هستند. 
اینکه می گویم کار تیمی رمز موفقیت دفتر خبر سبزوار است، ما واقعا تیمی کار می کنیم. در خبر بايد از تمام ظرفيت ها، تجارب همكاران و مدل هاي روز خبري بهره برد تا بتوان گزارشي در خور شان سبزوار تهيه و آن را براي پخش نه تنها در شبكه استاني بلكه در شبكه هاي ديگر صداوسيما ارسال نمود.
 
 
از آنجایی که خبرنگار صدا و سیمایید و همزمان در روابط عمومی شهرداری هم مسئولیت خبری دارید، تا به حال شده که بین این دو حوزه کاری مشکل پیش بیاید؟
بله پیش امده است که به خاطر یکی از گزارش هایم در صدا و سیما در شهرداری بازخواست شدم كه خوشبختانه با سعه صدر و نگاه مديران شهري مشكل چنداني در اين موضوع ندارم.
 
 
ممکن است موضوعش را بگویید؟
 بله در بحث تبلیغات شهری بود که پیشنهاد بحث ساماندهی تبلیغات شهری برای صدا و سیما را مطرح کردم و رفتیم خبرش را گرفتیم با تعدادی ازمسئولان وقت صحبت شد و اکثرا از وضع نا مناسب و لجام گسیخته تبلیغات در سطح شهر انتقاد داشتند. مثلا یک مرتبه یادم هست دور یکی از میدان ها 12 تابلو تبلیغاتی در ابعاد و رنگ و طراحی مختلف نصب شده بود و سیمای نا زیبایی به آن میدان داده بود، بعد از مدتی که این گزارش را تهیه کردیم، دوباره به پیگیری آن برخاستیم و در واقع این گزارش دوم انتقادی بود به عملکرد شهرداری که به توبیخ من انجامید. 
 
همین جا می خواهم از فرصت استفاده کنم و بگویم، ما هدفمان این نیست که رو در روی مسئولین قرار بگیریم اما باید حواسمان به مطالبات مردم هم باشد.
در واقع هدف و دغدغه ما مردمند نه راضی نگه داشتن مسوولان. مردم همه چیزند برای مان.من بارها در جریان تهیه گزارش هایمان، با خندیدن مردم ازته دل خندیدم و شاد شدم و از ناراحتیشان ناراحت. این مطلب شعار نیست دغدغه است.
 
 
معلوم می شود خیلی اهل انتقاد از مسئولان هستید؟
نه خیلی نه. هر جا لازم بوده انتقاد کرده ایم و هر جا عملکرد خوبی داشته اند، آن را هم پوشش داده ایم. در مجموع انتقادگری حق و وظیفه رسانه و خبرنگار است.
 البته بعضی اوقات در رسانه ها هم انتقاد را با تخریب اشتباه می گیرند. انتقاد باید همراه با راهکار باشد بعضی وقت ها چیزی مورد انتقاد قرار می گیرد که اگر خود خبرنگار در جایگاه آن مسئول باشد، و همان امکانات در اختیارش باشد کاری جز همان کار را نمی تواند انجام دهد.
اما در عین حال خیلی وقت ها هم انتقادها بجاست و بهانه هایی که مسئولان برای کم کاری هایشان می آورند صحیح نیست. مثلا بسیاری از رویدادها را به کمبود بودجه نسبت می دهند و از نقشی که باید خودشان در جذب بودجه بیشتر از دولت یا از طریق مشارکت های بخش خصوصی، ایفا می كردند، سخن نمی گویند.
 
 
شما که هم تجربه خبرنگاری برای صدا و سیما رو دارید هم نشریات مکتوب را، کدام یکی به نظرتان سخت تر است؟
صداوسیما سخت تر است، چون باید کل گزارش و خبر را در یک تایم حداکثر دو دقیقه ای به اطلاع مخاطب برسانیم.
 
 
اگر یک روزی در موقعیتی قرار بگیرید که مجبور شوید بین کار خبری صدا و سیما با وبسایت شهرداری یک کدام  را انتخاب کنید چه می کنید؟
صدا و سیما را انتخاب می کنم. 
 
 
وضعیت مالی صدا و سیما باید خوب باشد. معروف است که صدا و سیمایی ها وضعشان خوب است.
نه اتفاقا. حداقل درباره من اینطور نیست... مردم برایم مهم هستند. اگر صدا و سیما هم نباشد ، در یک سایت کار خواهم کرد و اگر آن هم نباشد به یک NGO می روم .من کمک کردن به مردم را دوست دارم. وگرنه به لحاظ مالی درآمدي ندارد. 
 
 
این شرایط نامطلوب مالی مربوط به همه است یا فقط شما که خبرنگار آزاد هستید؟
نه. این شرایط برای خبرنگاران آزاد است. اما ما در استان خراسان رضوی خبرنگار رسمی خیلی کم داریم و بیشتر خبرنگاران آزاد هستند.
 
 
شاید یکی از انگیزه هایی که باز هم ورود به صدا و سیما را جذاب می کند برای افراد، به خاطر میل دیده شدن باشد. درست است؟
بله این انگیزه در خیلی ها هست. من روزی رفته بودم سر تهیه خبر و  یک خانم جوان آمد و ابراز علاقه کرد برای ورود به این کار و همه انگیزه اش هم دیده شدن بود. دیده شدن یک اعتباری برای آدم می آورد اما نبايد از سختي هاي آن غفلت كرد. استرس هاي ناشي از تهيه خبر باعث شده بسياري از خبرنگاران رسانه ملي دچار بيماري هاي قلبي و عروقي شوند. 
 
 
نظر خانواده شما درباره کارتان چیست؟
مادرم هیچ وقت با کارم کنار نیامد. حق هم دارد. چون من گاهی اینقدر سرم شلوغ است که حتی فراموش مي كنم كه متعلق به خانواده ام هستم و وظايفي را در قبال آنها دارم.
 
 
حضور شما به عنوان یک خانم تاثیری بر خبرها و گزارش هایی که در دفتر صدا و سیمای سبزوار تهیه می شود، داشته است؟
دوستان دفتر و سردبیران می گویند تأثیر داشته است، اما دقیق ترش را باید از همکارانم درصداو سيماي خراسان رضوي جويا شويد.
 
 
آیا به خانم های دیگر هم توصیه می کنید که به عرصه خبر به خصوص خبر صدا و سیما ورود پیدا کنند؟
اگر خانم ها علاقه و استعداد خبري داشته باشند چراکه نه؟ فقط باید به خاطرداشته باشند که در این حرفه باید کفش آهنین به پا و دل بزرگي داشته باشند و همچنین اینکه روی درآمدش اصلا حساب باز نکنند.
 
 
تلخ ترین و شیرین ترین گزارش هایی که تا به حال کار کردید را بگویید:
یک خانمی به نام ننه سکینه موضوع گزارشم بود. خانمی که حدوداً 95 ساله بود در خانه سالمندان سبزواراقامت داشت. وی مداح و حافظ قرآن بود و حتی در همان سن از حافظه ای قوی برخوردار بود. ننه سکینه در این گزارش گفت من خواب زیاد دیدم که کربلا رفتم اما در واقعیت نرفته ام هرگز. زمانی که آن گزارش پخش شد برایش از بین بینندگان خبر، یک فرد خیر پیدا شد که هزینه های سفر کربلای ننه سکینه را قبول کرد. من بسیار خوشحال شدم و تصورم این بود که ننه سکینه به این سفر رفته است. اما بعد از مدتی با خبر شدم که همه کارهای اعزام ننه سکینه انجام شده بود  و گذرنامه اش هم آماده، اما اجل مهلت نداد و پیرزن قبل از رفتن به کربلا دار فانی را وداع گفته است. از این موضوع من بسیار ناراحت شدم و هنوز هم از خاطر نبرده ام.
 
خبرهایی کار کردم که بعضی هایش خیلی تاثیر گذار بود. گزارشی از یک خانواده که دارای چند فرزند معلول. سه فرزند این خانواده بیماری دوشن داشتند که فرد بیمار به مرور زمان نابینا، ناشنوا و لال می شود و کم کم همه بدنش فلج می شود تا اینکه فوت کند. یکی از فرزندان این خانواده الهه بود که از 13 سالگی دچار این بیماری شده بود و الان 21 سال داشت و بیماریش پیشرفت کرده بود و دو فرزند دیگر خانواده یک دختر و یک پسر کوچک تر از الهه هم بودند که آن ها بیماریشان شدیدتر بود. من برای این گزارش رفتم سراغ یکی از بچه ها و حالش را پرسیدم، ناگهان صدای گریه ای بلند شد و دیدم مادر خانواده در حال گریه است و می گوید او  نه می بیند نه می شنود و نه حرف می زند و بعد من به سراغ فرزند بیمار دیگر رفتم. 
 
در یک جای گزارش مادر این بچه ها گفت: به خاطر هزینه های بالا و دشواری وجود سه بیمار خاص در یک خانه، ما توان نگهداری از این بچه ها را نداریم و باید مسئولان کمکمان کنند که آن ها را در مراکز ویژه خود نگهداری کنیم. بعد از بیان این جملات از زبان مادر الهه ناگهان شروع به گریه کرد که تو را به خدا ما را از اینجا نبرید، ما می خواهیم در خانه خودمان بمانیم و همین جا بمیریم و ... این گزارش را که تهیه کردیم و پخش شد از استان برایشان خیر پیدا شد. 
 
وقتی که این کمک به خانواده این بچه ها شد، دوباره بعد ازمدتی گزارشی تهیه کردیم که این بار الهه می خندید و از مردم تشکرمی کرد و این واقعا برا ی خودم حس خیلی خوبی داشت و این بار از خوشحالی گریه ام گرفته بود.
 
 خبرهای اینچنینی زیاد است. مثلا خبر «کوی خزان زده گلستان» که باعث شد مسوولان نگاه دیگری به آن محله داشته باشند و موقتا کارهایی را شروع کنند. گزارش دکتر نوبری ، گزارش های جوان ترین پدربزرگ ایران در سبزوار و خانم سبزواری راننده کامیون که چندین سال سابقه داشت هم تاثیرگذار بود و ....
 
 
درپايان اگر صحبتي داريد بفرماييد؟
تشكرمي كنم ازاين فرصتي كه مجله اينترنتي اسرارنامه در اختيار بنده قرار داد. اين مجله به واقع يكي از سايت هاي خوب خبري و تحليلي منطقه مي باشد كه نقش موثري در توسعه فضای رسانه ای و فرهنگی ديار سربداران داشته و دارد در پايان صحبتم را با يك قطعه شعر به پايان مي برم.
 
سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم /ولی دل به پاییز نسپرده ایم 
 
چو گلدان خالی لب پنجره /پر از خاطرات ترک خورده ایم 
 
اگر داغ دل بود ما دیده ایم /اگر خون دل بود ما خورده ایم 
 
اگر دل دلیل است آورده ایم /اگر داغ شرط است ما برده ایم 
 
اگر دشنه ی دشمنان,گردنیم /اگر خنجر دوستان,گرده ایم 
 
گواهی بخواهید:اینک گواه /همین زخم هایی که نشمرده ایم 
 
دلی سربلند و سری سر به زیر /از این دست عمری به سر برده ایم
 
 
 
 
 
 
 
 

نظر شما؟
نام:
ايميل:
وب:
عدد روبرو:


مهدي حسين پور
0 مخالف 4 موافق
با سلام و عرض ادب
عرض خداقوت خدمت مدير محترم اسرار نامه و تشكر از خانم علي اكبري به خاطر تهيه گزارشات خوب و شايسته از ديار سربداران
اميد كه همجون گذشته موفق باشيد. انشاء الله
28 مرداد 1395 - ساعت 07:05

اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر لطف شما دوست و همکار گرامی
پیروز باشید...

جواد پورسخاوت
0 مخالف 3 موافق
سلام خانم علی اکبری واقعا الگویی هستند در بین دوستان خبرنگار اینکه افتخار همکاری ایشون رو دارم به خودم افتخار می کنم. ممنون از امید برومندی عزیز که به این گزارش پرداخت.
27 مرداد 1395 - ساعت 15:41

اسرارنامه: با سلام و احترام خدمت شما دوست و همکار گرامی
سپاس از حضور و نظر لطف شما
پیروز باشید...

سید یوسف ازاد
0 مخالف 10 موافق
در گزارشی که همراه با اقای درقدمی و سرکار بانو علی اکبری در منطقه کال شور سبزوار داشتم این دو بزرگوار با حوصله و سعه صدری وصف ناشدنی در راه خدمت به مردم گام بر می داشتند و من که واقعا شرمنده اخلاق نیک وفداکاری این دو بزرگوار شدم. خداوند نگهدارشان باشد.
20 مرداد 1395 - ساعت 15:11

سپاس از مجله اینترنتی اسرارنامه که همچنان جذاب و با قدرت در حال فعالیت است.
و تبریک به سرکار خانم علی اکبری که واقعاً جزو بهترین نیروهای رسانه ای شهرستان هستند.
20 مرداد 1395 - ساعت 13:33

اسرارنامه: با سلام و سپاس از حضور و نظر لطف شما دوست و همکار گرامی.
پیروز باشید...

آرزوی موفقیت برای سرکار خانم علی اکبری خبرنگار فرهیخته و زحمتکش دیار سربداران
20 مرداد 1395 - ساعت 06:59

• عملکرد اسرارنامه را چگونه ارزیابی می کنید؟








تبليغات