مجله اینترنتی اسرار نامه سبزوار

1 مهر 1398   /   کد مطلب: 22974   /   بازدید: 256   /   نظرات: 0

نخستین نقد زنده اینستاگرامی اسرارنامه

کلومُردگان یا کلومَردگان

کلومُردگان یا کلومَردگان
"تئاتر کلومردگان" جدای از مباحث تاریخی و نگره های همیت و افتخار منطقه ای که بسیار بحث برانگیز و مناقشه
آمیز بود و همین امر نیز باعث شده بود زوایای هنری آن مغفول بماند از این رو  بیراه نبود که در فضایی کاملا تحلیلی مورد نقد و بررسی اصحاب تئاتر واقع شود. 
 
اسرارنامه که معمولا با شاخصه های فرهنگی به موضوعات می پردازد نخستین نشست خود را در حوزه نقد به تئاتر کلومردگان اختصاص داد که با همراهی منتقدین حوزه تئاتر و همکاری صمیمانه انجمن نمایش سبزوار، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی سبزوار و به ویژه دست اندرکاران این نمایش به سرانجام رسید. این نشست به طور زنده از اینستاگرام توسط عزیزان کاف تی وی(kaf.tv)  و همکاری آنها در بخش فنی، پخش شد اینک با توجه به اهمیت مباحث مطروحه که بیشتر مورد توجه علاقه مندان و منتقدین قرار گرفت مباحث اصلی آن برای علاقه مندان منتشر می شود.
 
جلسه نقد تئاتر کلومردگان با حضور محسن فرمانبر و هادی زرقانی منتقدان تئاتر، حسن کیقبادی نویسنده این اثر، مصطفی حمیدی فر کارگردان، حسین شمس آبادی بازیگر این نمایش و امید برومندی به عنوان مجری، برگزار شد.
 
مصطفی حمیدی فر در ابتدای این نشست با توضیحاتی کوتاه به مراحل طی شده تا تولید اثر خود پرداخت: تحقیقات این کار سه سال به طول انجامید که این بررسی ها در مورد قیام سربداران صورت گرفت همچنین تمرینات برای اجرای این نمایش حدود یک سال زمان برد که در این میان از حضور پیشکسوتان نیز بهره بردیم.
 
فرمانبر منتقد تئاتر نیز با اذعان به پر زحمت بودن کار این نمایش گفت: این تئاتر به عنوان یک کار نو در سبزوار قابل تقدیر است که با استقبال خوب تماشاگران نیز مواجه شد ولی بیشتر تماشاگران این نمایش به پیچیدگی و گنگ بودن این تئاتر اذعان می کردند که علیرغم صحنه های زیبا اما چنان که باید قابل فهم نبود.
وی دلایل گنگ بودن این نمایش را ازدیدگاه مخاطبان و نقادان برشمرد و افزود: این نمایش در ابتدا با این جمله شروع می شود که این نمایش سفری خیالی به تاریخ است ولی چیزی که عملا در صحنه شاهد آن بودیم با این جمله در تضاد بود. غبار روبی از هر نقش در طی نمایش یک واقعیت است نه یک سفر خیالی؛ اما این نمایش در واقع بازگویی یک واقعه تاریخی است. همچنین نمایش سعی دارد خودش را مدرن جلوه بدهد که این سوال مطرح می شود طراحی صحنه را می شود غیر از این فضای جدید و به اصطلاح با فضای تاریخی صورت داد؟
 
حمیدی فر: البته ما نامی از نمایش خیالی نبردیم و منظور ما نمایش ذهنی بود و چه اشکالی دارد که ما یک سفر ذهنی داشته باشیم که طبق نمایش و فضای تاریخی با ذهن و خیال همراه شود. خمیرمایه و چهارچوب اثر، تاریخی است و ما منکر این قضیه نیستیم که این نمایش می شد با فضای تاریخی نیز اجرا شود و شاید باشند افرادی که در آینده به این سمت بروند. ما تمام سعی خود را بر این گذاشتیم که دیالوگ نویسی جدید داشته باشیم که نسل جدید هم بتواند از این نمایش استفاده کند و مخاطب امروزمان بتواند داستان را دنبال کند. 
 
فرمانبر: اگر این فضا را به صورت تاریخی کار می کردید و دیالوگ های امروزی را در متن قرار نمی دادید موفق تر نبودید؟
 
حمیدی فر/کارگردان: ما از ابتدا نمی خواستیم به این سمت برویم. شما فرض کنید که متن و تمام ارکان نمایش در تمام بخش ها امروزی است اما اصلا به این موضوع فکر نکردیم که کار را با طراحی قدیمی و یا متن قدیمی صورت دهیم و بیشتر مدرن و امروزی بودن برای ارتباط بیشتر با مخاطبان مد نظر بود.
 
فرمانبر/ منتقد: آیا اگر طراحی این کار تاریخی بود ارتباط موثر تر برقرار نمی شد؟ 
 
حمیدی فر/کارگردان: هیچوقت. اگر فرض بر تاریخی کار کردن بود من هیچوقت این کار را شروع نمی کردم و فکر می کنم با شیوه ای که ما داشتیم این ارتباط بهتر برقرار شد.
 
حسن کیقبادی/نویسنده، در پاسخ پرسش محسن فرمانبر منتقد تئاتر که می گوید برخی نظرهای تماشاگران مبنی بر گنگ بودم نمایش توضیح می دهد: آمار مخاطبانی که نمایش برایشان گنگ بود شیوه بیان غیر رسمی است و شما هیچ فاکتوری برای این حرف ندارید چون هیچ آمار رسمی در این باره وجود نداشته و این ادعا صحت ندارد.
 
فرمانبرمنتقد: من حداقل از 15 نفر پرسیدم، نظر سنجی این طور نیست که کل جامعه مخاطبان بررسی شوند، آدم های سطوح مختلف مثل دانشجویان، اساتید و یا از گروه های هدف دیگر به همین شکل پرسیده می شود.
 
حسن کیقبادی/نویسنده: اگر بنا به رای سلیقه ای است من هم از 50 نفر پرسیدم و همه کار را تایید کردند.
 
فرمانبر منتقد: البته عالی با متفاوت بودن یکی نیست و من همچنان معتقدم تماشاچی موضوع را گنگ می داند و درباره کیفیت کار صحبتی نکردم. 
 
فرمانبر/منتقد: قصه داستان در ابتدا به سمت و سوی سبک کلاسیک می رود، مقدمه چینی می کند، شخصیت پردازی می کند و واقعیت های تاریخی را با دیالوگ روایت می کند که در این جا، شخصیت پردازی به صورت کلاسیک است. تا معرفی شخصیت ها کار به صورت کلاسیک پیش می رود اما در متن داستان، معرفی آشپز به صورت مدرن جلوه می کند و به صورت تیپ ظاهر می شود که در این جا این سوال مطرح می شود که آیا افراد شما در نمایش یک تیپ بودند یا شخصیت؟
 
کیقبادی/نویسنده: به نظر من این نوع تفکریک نگاه سطحی است و ما بازیگرانمان را شخصیت می دانیم و نه تیپ و به شدت سعی کردیم که از تیپ جلوه دادن فاصله بگیریم. اینکه می گویید  آشپز شخصیت پردازی نشده غیر ازمعرفی شخصیت با دیالوگ راه های دیگری نیز است مثل میمیک چهره یا عکس و ما عمدا نمی خواستیم برای این شخصیت دیالوگ بنویسیم چرا که شخصیت گویای همه چیز بود و خود تماشاگر شخصیت را حدس می زد.
 
فرمانبر/منتقد: وقتی بحث از شخصیت، در نمایش می شود یعنی شخصیت هر نقشی باید با تمام ابعادش معرفی شود آیا در شخصیت وی چنین چیزی را داریم؟ 
 
کیقبادی/نویسنده: بله دقیقا داریم و متن هم علاوه بر فضا در یک راستا است من آن زمان را ندیده ام و اگر قرار باشد کاری به صورت فضای تاریخی با دیالوگ های تاریخی انجام شود بهتر است مستند بسازیم و به این صورت قیام سربداران را معرفی کنیم اما در بحث اثر هنری که می خواهیم ایده ها و عقاید خودمان را نشان دهیم و در نمایش اعمال کنیم ما روایت خاص خودمان را داریم و این اتفاق طبیعی است که نگاه مان نگاه مدرن تری باشد.
 
فرمانبر/منتقد: زمانی که بحث مدل سازی شخصیت را می کنیم یعنی در واقع تیپ سازی را انجام می دهیم شما چطور می گویید شخصیت داشته ایم و تیپ سازی نکرده ایم؟
 
کیقبادی/نویسنده: تمام کاراکترهایی که به پیشینه آن ها بر می گردیم تیپ هستند اما وقتی با نگاهی خاص به آن ها پرداخته می شود شخصیت تلقی می شوند. 
 
زرقانی/منتقد: چگالی پژواک و بازخورد این اثر به مراتب بیشتر از خود اثر بود و این مورد از بابی تحسین برانگیز و از طرف دیگر قابل تامل است. همین بازخوردها و انعکاس ها باعث شده که درباره این تئاتر صحبت کنیم. آقای حمیدی فر در ابتدا گفتد پیش زمینه ای داده  شده با مضمون سفر ذهنی و باید بپذیریم که با اثری مواجه هستیم که عینی نیست و ذهنی است. همانطور که آشپز در این داستان به غبار روبی از شخصیت ها می پردازد. سوال من این است که چرا برای این کار، شخصیت آشپز را در نظر گرفته اید؟
 
حمیدی فر/کارگردان:  ما قصه را از دید وی، روایت می کنیم که در واقع افکار صاحب اثر است.
زرقانی/منتقد در باره نظر کارگردان که از استعاره می گوید اظهار نظر می کند: این نکته با اصل استعاره تعارض دارد. اگر کارگردان قرار است دیدگاهش را در قالب آشپز بیان کند پس خروجی کار نیز دچار مشکل است. اینکه قرار است نگاه شما در نگاه او قرار بگیرد خوشایند نیست و تناقض دارد چون انگاره اولیه این است که کارگردان یا نویسنده می خواهد بخشی از تاریخ را غبار روبی کند تا ما را با اصل روایت رو به رو کند و چیزی که اتفاقا در متن اثر جای سوال است خود شخصیت آشپز است که خودش باید ابتدا غبار روبی شود چون مخاطب روی تک تک بازیگران زوم خواهد کرد. همه شخصیت ها پیشینه ای دارند که هم در تاریخ هویداست و هم در روایت نویسنده و تنها نقطه گنگ قضیه این شخصیت است و اگر قبول کنیم که روح حرکات او با مصطفی حمیدی فر یا حسن کیقبادی یکی است درتناقض و مبهم گویی قرار می گیریم. اگر این اتفاق لحظه ای باشد می توان از آن چشم پوشی کرد اما اگر نیت بر تمامی لحظات باشد خوشایند نیست.
 
حمیدی فر/کارگردان: همین طور است اما بچه های تئاتری خودشان به یک جمع بندی می رسند تا از شخصیت ها چه عنوانی بسازند و در اصل این است که در تمام آثار نمایشی کارگردان و افکار او پشت ماجراست و در این روایت شخصیت آشپز نماینده تفکرات ما روی صحنه است.
 
فرمانبر/منتقد: شخصیت در اصل برای دسیسه به قدرت رسیدن است اگر او نماینده شماست یعنی شما نیز همینگونه تعریف می شوید. 
 
زرقانی/منتقد: پس باید بپذیریم که این موضوع باید لحظه ای باشد و کارگردان ترجیح داده چنین چیزی را روایت کند، اگر قرار است کارگردان جای چنین شخصیتی قرار بگیرد جای تناقض دارد چه از لحاظ محتوایی و چه تصویری. استقرار این همزاد پنداری و این استعاره داستان را عقیم می کند دوم اینکه ما در فضای مجازی نیز در خصوص نقد ها و شیوه بیان مشکل داریم و نقد های خوبی در این باره صورت نگرفت.در خصوص وجه تسمیه نام کلومردگان نیز چه نظری دارید؟
 
حمیدی فر/کارگردان: در مورد اسم این اثر مشورت زیادی را با بسیاری از دوستان داشتیم خصوصا با آقای شمس آبادی که ایشان در ابتدا با این نام مخالف بودند اما من در ابتدا این طور فکر کردم که این اسم به صورت کلومَردان(مَردگان) نیز خوانده شود و دو پهلو باشد.کلو که خودتان می دانید واژه سبزواری است و اگر برگردیم به قبل تر در کتاب اوستا این یک نشانه بوده برای خیلی از مردان بزرگ  به کار می رفته البته ما از این لحاظ شیطنت هایی نیز کرده ایم که به هردو نام همانطور که گفتم خوانده شود مردان بزرگ یا بزرگان مرده ای که قبلا بوده اند و حالا اثر فیزیکی از آن ها نیست و یادشان محفوظ است.
 
کیقبادی/نویسنده: ذهن را محدود نکنیم نه تنها عبدالرزاق و امیرمسعود داستان بلکه دیگر بزرگان ما نیز مرده اند ولی هنوز اثرشان وجود دارد و از بین نرفته اند.
 
زرقانی/منتقد: کلومردگان تیپ هایی هستند که مرده اند یا شخصیت هایی که دیگر وجود ندارند؟
 
کیقبادی/نویسنده: همه افراد به نظر من تیپ هستند اما با نگاهی که نویسنده به طور ویژه به آن ها دارد شخصیت سازی می شوند حالا این که در نگاه منتقد چقدر این مورد نشان داده شده بحث دیگری است. من پادشاه را یک تیپ می دانم اما از لحاظ داستانی یک شخصیت است. چطور اوج و فرود یک شخصیت باید عنوان شود که از تیپ بودن دربیاید؟
 
زرقانی/منتقد: پادشاهان یک تیپ هستند همینطور ضعفا و دیگر افراد، اما اگر پادشاهان را یک تیپ بدانیم عبدالرزاق یک تیپ نیست چون وقتی می گوییم شخصیت با چیزی مواجه هستیم که دارای رفتارهای متفاوت در دل یک تاریخچه است پس قاعدتا در مورد امیر مسعود یا یحیی کرابی با شخصیت مواجه هستیم و اینکه ما در نهایت در این اثر با یک یا دو تیپ رو به رو هستیم که این ها در واقع نام و نشان مشخصی ندارند که آشپز و خاتون به همین مشکل دچار هستند.
 
حمیدی فر/کارگردان: من با این حرف شما مخالف هستم چون به نظر من همه کاراکترها شخصیت هستند. شخصیت پیچیده است ولی تیپ تمام رفتارهایش ثابت و یکنواخت است که ویژگی های مشخص دارد و من مخالف این صحبت هستم که تنها دو نفر از شخصیت های داستان، تیپ هستند چون همه شخصیت های پیچیده ای اند.
 
زرقانی/منتقد: من همه را تیپ می دانم چون نام و نشان مشخصی ندارند و سابقه مشخصی از آن ها در طول داستان برای مخاطب نشان داده نمی شود و اتفاقا این نقطه قوت کار است که نگاه دگر گونه صاحب کار در اینجا بُعد پیدا می کند که از دل یک سری شخصیت های مشخص و مبرهن، تیپ آورده شده که در این ترسیم موفق بوده اند.
 
حسین شمس آبادی/بازیگر: بنده با کلیت بحث مشکل دارم و آن این است که ما داریم برای جامعه مخاطبی صحبت می کنیم که فراگیرتر است. جامعه مخاطب ما در نمایش کسانی هستند که این کار را دیده اند یعنی 2 هزار نفر که در مقابل جمعیت 240 هزار شهری، رقمی نیست. باید این فضا به سمت و سویی می رفت که این اثر کلی تر بررسی می شد که کمکی باشد برای روند موثر در رشد نمایش های این چنینی در شهرستان. یکی از چالش هایی که تماشاچی از لحظه ورود به کار، با آن رو به رو بود و همین برگ برنده نمایش کلومردگان است نگاهی است که تکرار گونه ای را مثل بیشتر تئاترها رد کرده. بیشتر آثار، تکرار زیبایی از گذشته است اما در کلومردگان اتفاق خوشایند، این بود که این سناریو چه در طرح و چه در نمایش به زبان امروزی بود و از کلیت سربداران گرفته شده بود که ساختار ذهنی تماشاگر را می شکست. اگر در کلومردگان آدم های زنده ای هستند که ساری و جاری در تاریخ اند بسیار مورد توجه است و می شود گفت که این نمایش مثل همه نمایش های دیگر بی عیب و نقص نیست اما باید با ظهور اندیشه های نو موافق بود. اثر متفاوت کلومردگان یک نمایش سیال امروزی است که نگاه کارگردان را با شخصیت های ماندگار روایت می کند نه با تیپ هایی که مانا نیستند.
 
فرمانبر/منتقد: نوگرایی در این باره پسندیده است اما هر نوگرایی که در تاریخ 100ساله تئاتر اخیر بوده با یک پیش زمینه انجام شده است که بر اساس تفکر خاصی شکل گرفته چه در شکل و چه در اجرا. وقتی با یک شخصیت در تئاتر طرف هستیم نمی شود گفت که این تئاتر مدرن است چون شخصیت ها باید شناسنامه داشته باشند. طبق تئاتر کلاسیک، باید داستان به همان شکل دراماتیک خودش توسعه پیدا کند؛ اوج، بحران، گره افکنی و در پایان نتیجه را باید ببینیم که ما در تئاتر کلومرگان درباره خاتون که مرکز دسیسه است  این را نمی بینیم. 
 
حمیدی فر/کارگردان: به همین صورت است. افراد در نمایش به صورت نامحسوس عمل می کنند.
 
فرمانبر/منتقد: اگر قرار است داستان عبدالرزاق گفته شود که چگونه به قتل رسید باید داستان فرود امیر مسعود نیز بیان می شد. 
 
حمیدی فر/کارگردان: این البته نظر شماست و یک اصل تغییر ناپذیر نیست.
 
فرمانبر/منتقد: این نظر شخصی نیست بلکه نظر نمایشی است که در ابتدای نمایش داریم، شخصیت عبدالرزاق تعریف می شود و اینکه چرا  به قتل می رسد هر چند که در اثر حادثه این اتفاق افتاده و شاهد کنش آن در صحنه هستیم. حالا درباره امیرمسعود چه اتفاقی می افتد؟ با صحنه ای رو به رو می شویم که مسعود در اثر برخورد با مردگان رنجور و مضمحل شده با توجه به اینکه در جنگ شکست خورده و عقب نشینی کرده اند که نشان دادن جنازه ها در این جا یک کار مدرن است که با حفظ سبک،  حالت داستان گونه و دراماتیک خود را حفظ می کند اما در آخر نمایش این سبک تبدیل به مدرن می شود که جای تضاد دارد.
 
کیقبادی/نویسنده: تضادی وجود ندارد و نباید ذهنمان را محدود کنیم من منکر این موضوع و ساختار نیستم که بخواهم به سبک کلاسیک بنویسم ولی ما با یک واقعه تاریخی رو به رو هستیم که اتفاقا یکی از نقاط قوت نمایش پرش های زمانی و مکانی آن است. تلفیق این دو شیوه که شما می گویید البته به روش های مختلف قابل بررسی است ، این یک سبک مینیمالیستی است.
 
فرمانبر/منتقد: ویژگی های این سبک را بگویید آیا در این اثر این ویژگی ها رعایت شده اند؟
 
کیقبادی/نویسنده: اول اینکه قهرمان مشخص نیست و منفعل است دوم اینکه پایان اثر بسته و مشخص نیست و اکت های بیرونی و فیزیکی کمتر بوده و بیشتر روی حرکات درونی است.
 
فرمانبر/منتقد: یکی از مولفه های این سبک کوچک کردن و ساده بودن کار است. 
 
کیقبادی/نویسنده: پی ریزی و شالوده کار برای ساختار کلاسیک است که خرده های این پیرنگ را می شود در این نمایش به صورت کوچک شده در نظر داشت.
 
فرمانبر/منتقد: بر اساس دانسته هایی که ما از مغول داریم نیاز به تعبیر و تفسیر طولانی برای آن نبود در صورتی که در متن نمایشنامه، تفسیر طولانی برای طغای آورده شده که این با سبک مینی مالیستی در تضاد است.
شمس آبادی/بازیگر: نکته سازنده این است که اپیزودها و شخصیت ها از هر شروع تا خاتمه، تکامل پیدا می کنند و نکته جالب این است که مثلا در شخصیت طغای که یکی از کامل ترین شخصیت های داستان است از شب دوم به بعد نمایش، دوستان فکر می کردند که تماشاگران  برای بازی طغای دست می زنند اما نه برای پایانی دست می زدند که درست نوشته شده بود. زمانی که وی کشته می شود هر شب همین اتفاق در سالن می افتد به دلیل نگاهی که سبزواری ها به قیام سربداران و عداوت با مغول ها دارند.
 
فرمانبر/منتقد: جالبی و جذابیت صحنه کشته شدن طغای را در چه می بینید؟
 
کیقبادی/نویسنده: در تایید و تشویق تماشاگران. آیا مدرک دیگری می خواهید؟
 
فرمانبر/منتقد: از لحاظ دیدگاه تماشاگران عام خوب بود.
 
کیقبادی /نویسنده: عام و خاص را به کار نبرید .نمایش ما برای مخاطب است .خاص مجموعه ما به 50 نفر هم نمی رسند که از نمایش دور هستند.
 
فرمانبر/منتقد: اگر بیشتر دقت کنیم به یاد فیلم هایی می افتیم که قهرمان داستان ساکت است و گوشه ای ایستاده در حالی که یک نفر در حال قدرت نمایی ست، قهرمان نمایش به یکباره اکتی نشان می دهد که رجزها را باطل می کند خب برای همین است که تماشاگر ذوق می کند.
 
زرقانی/منتقد: یک تیم حتی می تواند با مدافعین بد هم نتیجه بگیرد اما آن چیزی که یک تیم را نابود می کند دفاع کردن بد است که در مورد دفاعیات عوامل مصداق دارد. البته صحبت های آقای شمس آبادی زیرکانه و درست است. آن چیزی که روی صحنه اتفاق می افتد ابعاد نمایشی و تصویری زیبایی دارد و آن لحظه با کشته شدن طغای بغض فرو خورده خود را احساس می کنند که پیش زمینه ذهنی نیز دارد. شاید اگر صحنه طور دیگری رقم می خورد چنین بازخوردهایی را نمی دیدیم و غلط است اگر بگوییم سبک نوشتن متن مینیمالیستی است. اگر ما خرده قصه داریم نمی توانیم بگوییم این یک سبک مینیمالیستی است زیرا این سبک داستان های کوتاه را شامل می شود و اگر متن ما خلاصه شده و کوتاه شده است نمی توان یکی دانسته شود.
 
کیقبادی/نویسنده: اگر قرار باشد سبک نمایش را اذعان کنیم باید چه روشی را انتخاب کنیم؟ من فکر می کنم ما راجع به واژه هایی صحبت می کنیم که از دید هر کدام از ما تعابیر مختلفی دارند ولی کلیت سبک مینی مالیستی همین را می گوید.
 
زرقانی/منتقد: ما نمی توانیم تصورات خود را از یک سبک خاص به شکل های مختلف صورت دهیم. آن چیزی که من را با اثر شما در مقام نوشته موافق می کند نگاه دگرگونه کلومرگان است. ما سربداران را نمی بینیم قیامی را می بینیم از مقطعی که رو به زوال رفته است. این نگاه نویسنده است که خروجی عبدالرزاق را با یک زیرکی نشان داده و تکراری نبوده است. در خصوص مبحث بازیگران باید بگویم که این اثر بازی های در طول خوبی داشت که خواسته ها را برآورده کرد و بعضا خلا هایی که در متن بود را پوشش داد. به جز یکی دو مورد بازی در عرض هم نداشتیم غیر از عبدارزاق که در حال ایفای نقش از عهده بازی در عرض، خوب از پس کار برآمد ولی عمدتا بازی ها در عرض کمرنگ بود.  نکته دیگر قرار دادن اثر در فضای دوگانه(دوسویه) بود که این کار از زاویه نگاه تماشاگران به خوبی نبود و قسمتی از چهره هر بازیگر به طور کامل مشخص نبود.
 
حمیدی فر/کارگردان: اینطور نبود و ما این نکته را رعایت کرده بودیم که زوایای چهره ها برای همه به خوبی نشان داده شود.
 
شمس آبادی/ بازیگر: بضاعت شهرستان و بچه های هنرمند تئاتر این است که باید بیشتر از این ها شاهد اینگونه کارهای متفاوت و نو باشیم. هر زمان که عدم مداومت چه در بررسی ها و چه در کار بازیگران باشد معلوم نیست که کی به جایگاه حقیقی رشد تئاتر خواهیم رسید. حضور بازیگران پیشکسوت را باید محترم بشماریم و به جوان ترها برای بازگویی نظرات و کسب تجربه فرصت بدهیم. 
 
برومند/مجری: آیا در مجموع با همه مواردی که گفته شد تئاتر کلومردگان را بالاتر از سطح دیگر تئاتر های به نمایش گذاشته در شهر دیدید یا برعکس این اتفاق افتاد؟ 
 
فرمانبر/منتقد: سعی ما در نقد این است که تئاتر سبزوار به رشد کیفی برسد اما در مجموع نگاه تماشاگران این بود که کار نو دیده اند که این مورد قابل تقدیر است. اگر به درستی از سبک ها استفاده می شد این کار از گنگی کمتری برخوردار میشد. وقتی نتوانستید کار کلاسیک را به پایان ببرید و در پایان کار مدرن، جایگزین آن شد باعث گنگ بودن نمایش شدید و باید یکی از این دو سبک را انتخاب می کردید که البته تلفیق این دو گویا برای تماشاگران آن قدرها هم بد نبود و باعث خوشایند آن ها شد.
 
زرقانی/منتقد: بخش هایی در کار گنگ است. در پایان به صورت ناگهانی با جنازه یحیی کرابی مواجه می شویم که از قبل پیش زمینه ای نداشته است و به نظر می رسد که در پایان فقط می خواهیم نمایش را ببندیم. آن چیزی که اما در خور تحسین است حضور و ظهور نمایش نامه نویس است که در مجموعه تئاتر شهر نیاز مبرم به آن داریم و از آقای کیقبادی می خواهیم در اثرات بعدی خود قلم روان تری داشته باشند. علاوه بر این باید آستانه صبر خود را در مباحث نقد و بررسی بالاتر ببریم و اصولی این کار را انجام دهیم. اگر قرار است در صفحات مجازی نقد هایی بی پروا و نادرست نظیرحسین ذاکر داشته باشیم را قبول ندارم.
 
کیقبادی/نویسنده: ادعایی مبنی بر این که اثرمان کامل است را نداریم اما همه تلاش مان را در بازنویسی ها کردیم و کارگردان دقیقا می دانست که چه می خواهد که این، مزیت کارما بود. خوب است قبل از نمایش هر اثری با مشورت بیشتری حتی با منتقدین، کار را بررسی کنیم البته جوان ترها هم باید تجربه کسب کنند تلفیق سبک های گوناگون خود یک تجربه است اما باید با آگاهی بیشتری این تلفیق صورت بگیرد که بازخوردهای بهتری داشته باشد.
 
حمیدی فر/کارگردان: از اعتماد پیشکسوتان عرصه هنر برای ایفای نقش در این مجموعه و همکاری با این جانب تشکر می کنم همچنین از منتقدین و جوان ترها که  با من همکاری داشتند.
 
شمس آبادی/بازیگر: من بیش از 40 سال در صحنه تئاتر حضور داشتم البته برخی جوان های مدعی باید بدانند که با قلم فرسایی کردن مشکلی حل نخواهد شد و باید اصولی این کار را صورت دهند.
 
در پایان جلسه ی نقد، امید برومندی به عنوان مجری نشست ضمن تشکر از حاضرین، ابراز امیدواری کرد تا امکان تداوم این نشست ها با همیاری جامعه هنری فراهم شود.
 

نظر شما؟
نام:
ايميل:
وب:
عدد روبرو:


0 نظر در صف تاييد است.
• عملکرد اسرارنامه را چگونه ارزیابی می کنید؟








تبليغات