مجله اینترنتی اسرار نامه سبزوار

فرهنگ   /   20 آبان 1395   /   کد مطلب: 15242   /   بازدید: 1362   /   نظرات: 4

مهندسی نسبی افکار عمومی با تولید محتوای بیشتر و بهتر

افول تدریجی پدیده سانسور در عصر فراگیری رسانه های نوین

افول تدریجی پدیده سانسور در عصر فراگیری رسانه های نوین
زندگی بسیاری از انسان ها در اکثر نقاط این کره خاکی طی دهه های اخیر به طور شگفت آوری با رسانه ها عجین شده است و گویی این روند همینطور به شکل روز افزونی رو به گسترش است.
 
رسانه های کلاسیک نظیر روزنامه ها، رادیو و تلویزیون و حتی وبلاگ ها و وبسایت های اینترنتی در کنار رسانه های جدیدتری که بر بستر شبکه های اجتماعی نظیر تلگرام، فیسبوک، اینستاگرام، واتس آپ و ... شکل گرفته اند، همه روزه دوشادوش یکدیگر اطلاعات ضروری و غیرضروری زیادی را به زندگی میلیون ها نفر از کاربران خود تزریق می کنند و به مرور زمان فرهنگ و سبک زندگی کاربرانشان را تحت تأثیر قرار می دهند و ممکن است با اعضای کم و زیاد خود از هر کجای جهان گروه و جامعه ای تشکیل دهند که اگرچه ممکن است بسیاری از اعضای آن هرگز از نزدیک همدیگر را ندیده باشند اما در هرکجای دنیا که باشند طرز فکرها و نوع رفتارهایشان به مرور زمان به یکدیگر شبیه می شود.
 
البته لازم به ذکر است که از دید نویسنده این مطلب اکثر گروه هایی که در نرم افزارهای پیام رسان و شبکه های اجتماعی نظیر تلگرام و فیسبوک و ... تشکیل می شوند، خود مصداق رسانه  هستند. زیر دائما در آن ها پیام های خبری یا دیدگاه ها و تحلیل اعضا درباره موضوعات روز با دیگران به اشتراک گذاشته می شود.
 
در این شرایط اگرچه به ظاهر فضایی هرج و مرج آلود رخ نموده و تشخیص اخبار و تحلیل های درست و نادرست گاهی بسیار دشوار می شود، اما در مجموع بیش از آنکه وضعیتی نا مطلوب ایجاد شده باشد، فضایی پر نشاط و آزاد و صمیمی به وجود آمده است که در آن همه افراد می توانند به نوبه خود و با سهم هایی برابر در موضوعات مورد علاقه شان خبرنگار و حتی بالاتر از آن، صاحب رسانه خبری باشند.
 
چنین بستری اگرچه می تواند به گسترش سریع تر شایعات نیز دامن بزند، اما این آفت هم یک راه حل ساده و موثر دارد و آن این است که مخاطبان به مرور زمان پی می برند همه اطلاعاتی  که در این چرخه آزاد و سریع به دستشان می رسد، لزوماً منطبق بر واقعیت نیست و نمی بایست به سرعت هر خبر و تحلیلی را به عنوان یک گزاره صحیح بپذیرند.
 
اما مهمترین چیزی که با فراگیر شدن رسانه ها دستخوش تغییر شده است، قدرت کنترل ذهن مخاطبان است. توضیح آنکه تا چند سال قبل که مانند حال حاضر عصر انفجار اطلاعات به اوج خود نرسیده بود و رسانه ها به فراگیری امروز نبودند و اکثریت مردم نمی توانستند به مجرد اینکه اراده کنند، برای خود صاحب یک رسانه شوند، رسانه های کلاسیک مانند روزنامه ها و رادیو و تلویزیون قدرت شگفت انگیزی در کنترل و مهندسی ذهن مخاطبان خود در راستای خواسته های صاحبان این رسانه ها که عمدتاً سیاستمداران و اربابان قدرت و ثروت در هر کشور وجامعه ای بودند، داشتند.
 
امروز هم البته عده ای هنوز معتقدند جریان رسانه ای جهان توسط اربابان قدرت و ثروت مدیریت می شود، اما اگر حتی نتوانیم این دیدگاه را به طور صد در صد رد کنیم، حداقل باید قبول کنیم که به هرحال سهم عموم مردم و همه جناح ها و احزاب و تشکل های سیاسی و اقتصادی و ...در مدیریت رسانه و تولید محتوا، نسبت به گذشته افزایش چشمگیری داشته و شرایط به گونه ای در آمده است که هر فرد و گروهی می توانند به هر میزانی  که می خواهند محتوای بیشتری تولید و منتشر کنند و طبیعتاً به اندازه ای که تولیدات محتوایی بیشتر و با کیفیت تری داشته باشند، می توانند در امر مهندسی افکار عمومی موفق تر شوند. اما دیگر این  موفقیت ها صد در صدی نیست. زیرا جریان آزاد رسانه ای با کمک شبکه های اجتماعی و رسانه های نوین شکل گرفته بر بستر این شبکه ها، دیگر اجازه قوت گرفتن جریان تک صدایی و تولید محتوای یک طرفه رسانه ای را به هیچ یک از صاحبان قدرت و ثروت به صورت صد در صد نمی دهد.
 
به عبارت دیگر وقتی اکثر شهروندان از طریق گوشی های تلفن همراه یا لپ تاپ و رایانه های رومیزی خود می توانند همزمان در یک یا چند کانال و گروه خبری تلگرامی عضو باشند یا خودشان به سرعت گروه یا کانالی خبری ایجاد کنند و افراد زیادی را به آن گروه دعوت نمایند، این یعنی عملا توانایی هر یک از افراد جامعه برای تولید و ارائه بدون واسطه محتوای مطلوب خود و افول تدریجی پدیده سانسور و خارج کردن قدرت کنترل و مهندسی افکار عمومی از دست گروه هایی که قبلا قدرت غالب رسانه ای را در جوامع مختلف به دست داشتند.
 
طبیعتاً دراین شرایط کسانی که بیشترین نارضایتی را از وضع کنونی دارند، نه عموم مردم که روز به روز استقبالشان از این چرخه آزاد رسانه ای بیشتر می شود، بلکه همان صاحبان قدرت و ثروتی هستند که تا چندی قبل به راحتی می توانستند خود را در جایگاه کفیل مردم قرار داده و به جای آنان تصمیم بگیرند که چه محتوایی اعم از متن، تصویر، صوت و فایل های ویدئویی به دست مردم برسد و چه محتوایی از چشم و گوش آنان پوشیده بماند!
 
اینک اما آن صاحبان مطلق قدرت، اگرچه ممکن است هنوز هم در بسیاری از زمینه ها صاحب قدرت و ثروت باشند، اما دیگر حداقل صاحبان انحصاری قدرت رسانه ای جامعه نیستند و به ناچار جایگاه کفالتی شان بر چشم و گوش و ذهن افراد جامعه را از دست رفته می بینند و طبیعتاً از این وضعیت ناراضی و خشمگین اند.
 
به طور مثال ممکن است برخی صاحبان قدرت در پاره ای از مواقع بخواهند تصاویر، صدا، قلم و به طور کل همه آثار وجودی یک فرد را از رسانه های تحت کنترل خود حذف کنند، اما رسانه های نوینی که نظیر کانال ها و گروه های تلگرامی و فیسبوکی و ... این روزها میلیون ها نفر مخاطب را جذب خود کرده اند به راحتی می توانند هر ممنوعیتی را لغو و هر محرومیتی را بی اثر کنند. چنانکه در نمونه واضح این مسئله شاهد عزم صدا و سیمای ایران در سال های اخیر برای حذف و ممنوعیت چهره و اخبار برخی شخصیت های سیاسی و هنری و فرهنگی کشور بوده ایم، اما در عمل طرفداران این افراد شبکه های اجتماعی را از عکس و خبرهای آن ها انباشته کرده و از آنجایی که تعداد کاربران نرم افزارهایی مانند تلگرام این روزها شاید از مخاطبان رسانه به اصطلاح ملی نیز بسیار بیشتر باشد، عملا اثری از ممنوع التصویری و ممنوع الخبری و ممنوع القلمی هیچ یک از این افراد در جامعه مشاهده نمی شود.
 
در شرایط کنونی هر فرد و گروهی که قصد داشته باشد سهمی نسبی و نه مطلق در مهندسی افکار عمومی و شکل دادن به برخی جریان های اجتماعی داشته باشد، دیگر عاقلانه نیست که بخواهد راه خود را در حذف و فیلتر رسانه های رقیب و ممانعت از تولید برخی از انواع محتوا، جستجو کند، بلکه باید همه وجهه همت خود را بر تولید محتوای بیشتر و با کیفیت تر بگذارد تا سهم نسبی اش را در امر مهندسی افکار عمومی جامعه افزایش دهد.
 
نویسنده: امید برومندی
 
منبع: نشریه ستاره شرق / شماره 50 / 16آبان95

نظر شما؟
نام:
ايميل:
وب:
عدد روبرو:


کرامت سلیمی | ايميل
0 مخالف 0 موافق
با سلام و درود بی پایان به اقای برومندی

نوشته زیبایتان را خواندم و برایم بسیار جذاب بود.
خوشحالم از اینکه افراد شجاعی در جامعه هستند که بدون هیچ واهمه و ترسی مطالبی را منتشر می کنند و نقشی در پیشبرد جامعه بسته و کنترل شده امروزی به سوی یک جامعه مدنی و ازاد ایفا می کنند.
تا زمانی که دروغها در باور ملتهاست اوضاع دنیا روز به روز بدتر می شود و صاحبان قدرت و مقام هر جور که اراده کنند ملتها را بازی می دهند.
شبکه های اجتماعی و فضای مجازی این فرصت را می دهد تا جامعه از کنترل ذهن توسط قدرتمندان فریبکار خارج شود. و نتوانند هرچیزی را که می خواهند به عنوان واقعیات و حقایق به خورد جامعه بدهند.
با تشکر و سپاس از همکاری و حمایت شما در این مدت برایتان ارزوی موفقیت و سربلندی دارم.

29 آبان 1395 - ساعت 11:13

اسرارنامه: با سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز و ارجمند
از حضور و نظر ارزشمندتان سپاسگزاریم.
پیروز باشید...

محمود امیری | ايميل |وب
1 مخالف 0 موافق
بادرود با جناب برومندی عزیز و تشکر از ایشان برای اداره سایت فرهنگی وزین اسرارنامه اما بعد دوست خوبم یکی از راههای تداوم حیات سیستم سرمایه داری اختراعات جدید و شیوع گسترده آن هاست و همان گونه که شما نیز متذکر شده اید باید مواظب این جنبه از پیشرفت های تکنولوژیک در زمینه ارتباطات بود چراکه سرنخ ها همچنان در اختیار این کمپانی های بزرگ است و صاحبا ن آنان اولین مولتی میلیاردرهای شناخته شده دنیا هستند چنان که طی تحقیقی در آمریکا پژوهش کنندگان دریافتند که با تغییر نا محسوس رکوردهای اطلاعاتی جستجوی گوگل و تقدم و تاخر آن ها نتایج انتخاباتی را در یک جامعه نمونه در هند تا 80 درصد تغییر دهند! اماافزایش آگاهی عمومی از شگردهای این رسانه ها و کنترل کنندگان آن می تواند کفه ترازو را به نفع عامه ی مردم بالا ببرد. کسی نمی تواند مانع پیشرفت های تکنولوژیک شود اما همگان باید با استفاده درست و متناسب با منافع عمومی ازاین ابزار جدید ارتباطی هوشیارانه استفاده نمایند. با آرزوی سلامتی و موفقیت برای شما
22 آبان 1395 - ساعت 14:08

اسرارنامه: با سلام و احترام خدمت شما همشهری هنرمند و فرهیخته
از حضور و نظر ارزشمندتان سپاسگزاریم.
به نظر می رسد نتیجه انتخابات اخیر ریاست جمهوری آمریکا نمونه خوبی از خارج شدن انحاصار قدرت رسانه ای از دست قدرتمندان و سیاستمداران سابق باشد. چرا که تقریباً اکثر رسانه های قدرتمند و با سابقه آمریکا از کلینتون حمایت می کردند و حتی نظرسنجی های این رسانه ها نیز کلینتون را جلوتر نشان می داد، اما در نهایت ترامپ رأی آورد. بسیاری از تحلیلگران می گویند، ترامپ اگرچه خود یک سرمایه دار آمریکایی است، اما سرمایه اش نه از مسیر فعالیت ها و زد و بندهای سیاسی بلکه از فعالیت های مستقل اقتصادی خود او به دست آمده بود و این ثروتمند غیر سیاسی آمریکا با کمک رسانه هایی نظیر شبکه های اجتماعی که مردم در تولید محتوا و اشتراک گذاری مطالب آن نقش موثر دارند، توانست انحصار رسانه های کلاسیک نظیر روزنامه ها، رادیوها و تلویزیون های پرمخاطب فعلی را که بیشتر حامی کلینتون بودند بشکند و شعار تغییر خود را به خوبی به گوش همه مردم آمریکا برساند.
در حالی که تا یک دهه قبل کمتر امکان داشت رسانه های کلاسیک و پرقدرتی که عمدتاً با حمایت مستقیم و غیرمستقیم صاحبان قدرت و ثروت (اکثراً سیاسیون) راه اندازی شده و متقابلاً در خدمت اهداف اربابان خود فعالیت می کردند، در شکل دادن به اذهان عمومی تا این حد نا موفق باشند.
این مطلب البته به معنای رد کردن قدرت رسانه ها و اهمیت فعالیت های رسانه ای نیست. بلکه معطوف به برهم خوردن توازن رسانه ای سابق و ایجاد نوع جدیدی از رسانه های تأثیرگذار بر اذهان عمومی است که کمتر از گذشته در اختیار قدرتمندان و بیشتر در اختیار مردم است و البته مطمئناً سیاستمداران و صاحبان قدرت و ثروت در نظام سرمایه داری غرب که این تکنولوژی ها عمدتاً از ناحیه کشورهای آن ها به جهان عرضه می شود، همچنان به فکر افزایش سهم خود از ظرفیت ها و فواید این تکنولوژی ها هستند و تمام سعی خود را در این زمینه می کنند.
به هرحال از حضور و نظر ارزشمندتان سپاسگزاریم.
پیروز باشید...

• عملکرد اسرارنامه را چگونه ارزیابی می کنید؟








تبليغات