مجله اینترنتی اسرار نامه سبزوار

فرهنگ   /   24 بهمن 1396   /   کد مطلب: 19033   /   بازدید: 279   /   نظرات: 0

دریغ از موزه، المان و حتی یک یاد

مهجوریت پدر شعر انقلاب در زادگاهش

مهجوریت پدر شعر انقلاب در زادگاهش
امید برومندی / مجله اینترنتی اسرارنامه
 
این یادداشت با اندکی تفاوت در وبسایت سبزوارپیام نیز منتشر شده است.
 
دومین جشن پیروزی انقلاب اسلامی ایران در فراغ حمید سبزواری پدر شعر انقلاب سپری شد، اما به نظر می رسد این شاعر پیشکسوت که یک سال و نیم قبل به دیار باقی شتافت، هنوز حتی در شهر زادگاهش در مظلومیت و فراموشی به سر می برد.
 
حمید سبزواری ، که نام اصلیش حسین ممتحنی بود، شهر زادگاهش را بسیار دوست می داشت. اگر دوست نداشت فامیل مستعارش را از بین این همه موضوع دیگر، سبزواری انتخاب نمی کرد. او بعدها هم بارها و بارها علاقه اش را به شهر زادگاهش نشان داد و همیشه رابطه اش را با سبزواری ها حفظ کرد. می توان با اطمیمان گفت اگر شرایط کار و زندگی اجازه می داد، سکونتش را هم در شهر سبزوار قرار می داد. اما سبزواری عضو شورای شعر و ترانه صدا و سیما بود که به صورت مستمر برگزار می شد و می باست در تهران حضور دائمی می داشت. اما او در زمان حیاتش موافقت کرد، پس از وفات پیکرش در سبزوار به خاک سپرده شود. حال آنکه برای کسی در جایگاه او با لقب سنگین و فاخری چون «پدر شعر انقلاب» قطعا حق انتخاب های بسیار زیاد و وسوسه کننده ای در پایتخت وجود داشت. از اماکن مذهبی و زیارتی پر رفت و آمد، تا قطعه هنرمندان بهشت زهرا تا ده ها نقطه و مکان معروف و معتبر دیگری در تهران که قطعا با افتخار میزبان تدفین پدر شعر انقلاب می شدند. اما سبزواری، سبزوار را انتخاب کرد و اکنون یک سال و نیم است که پیکر این شاعر آرمانگرا در دیار سربداران آرام گرفته است.
 
ولی آیا سبزواری ها توانسته اند، رسم قدرشناسی را در حق ان استاد فقید به جای آورند و همچنین از این فرصت به نفع وضعیت فرهنگی و گردشگری شهر خود بهره ببرند؟
 
در نخستین روزهای درگذشت استاد سبزواری اگرچه مسئولان شهرستان حتی برای تعیین محل دفن نیز دچار بلاتکلیفی عجیبی بودند و هر کس جایی را پیشنهاد می داد و سرانجام چند روز بعد از فوت آن مرحوم ، محل پارک جانبازان انتخاب شد که از دید بسیاری از صاحب نظران به دلیل کوچکی جا و بسته بودن محیط اطراف با خیابان های شلوغ و نمای فرسوده شهری، اصلا برای میزبانی از پیکر چنین میهمان معظمی مناسب نبود و امکان اجرای طرح های توسعه ای را نیز فراهم نمی آورد. اما به هرحال مکان فعلی انتخاب شد و خاک سپاری انجام گردید و اکنون دیگر بحث درباره مکان فایده ای ندارد.
 
اما همان زمان مسئولان قول داده بودند در مدت کوتاهی علاوه بر راه اندازی خانه موزه استاد سبزواری، المان مناسبی نیز برای آرامگاه پدر شعر انقلاب بسازند که حتی از طرف شورای شهر اعلام شد دویست میلیون تومان برای طراحی و ساخت این المان در نظر گرفته شده است . با این حال اکنون بعد از یک سال و نیم هنوز نه از خانه موزه خبری هست و نه از المانی بر مقبره حمید.
 
البته در سبزوار بسیار زیاد است پروژه هایی که مسئولان وعده اش را داده اند و تا جایی از کار هم پیش رفته اند اما نیمه کاره رها شده است، اما تصور می شد حداقل درباره حمید سبزواری شرایط کمی فرق بکند. به هرحال او جایگاه مهمی در شعر و سروده های انقلابی و نیز سرود های دوران دفاع مقدس داشت و از این جهت بسیار مورد توجه و احترام رهبری بود و تا همین اخرین سال های عمرش نیز در جلسات شعری که با حضور رهبر انقلاب برگزار می شد شرکت می کرد و در صندلی کنار معظم اله می نشست. این ها همه کافی بود تا مسئولان سبزوار از برکات داشتن چنین شخصیتی چه در زمان حیات و چه پس از وفاتش اعتبارات و توجهات  ویژه ای در راستای فعالیت های فرهنگی مرتبط در سبزوار جذب می کردند و اصلا حتی نیازی به دست و دلبازی شورای شهر و شهرداری هم نبود که برای ساخت المان آرامگاه سبزواری بخواهند از منابع خودشان هزینه کنند، بلکه برای المان پدر شعر انقلاب باید به فکر جذب اعتبارات چند برابر بیشتر و اختصاصی از سازمان ها و وزارتخانه های کشوری بود.
 
در روزهای اخیر مسئولان سبزوار طرح احداث باغ موزه دفاع مقدس را در سبزوار کلنگ زنی کرده اند. اما وقتی هنوز مقبره پدر شعر انقلاب بلاتکلیف باقی مانده آیا بهتر نبود، همه همت و توان مسئولان روی به ثمر رسانیدن پروژه نا تمام و مهم قبلی صرف می شد و بعد از آن پروژه های دیگری تعریف می کردند؟ اگر به همین منوال پیش برود، از کجا معلوم که پروژه باغ موزه دفاع مقدس هم به سرانجام برسد؟
 
گذشته از به ثمر نرسیدن خانه موزه و المان مقبره حمید سبزواری، حتی در چینش برنامه ها و فعالیت های مسئولان در طول سال و خصوصا در ایامی نظیر دهه فجر یا دفاع مقدس یا سالروز آزادسازی خرمشهر که در همه این مناسبت ها حمید سبزواری شعرهای زیبا و ماندگاری دارد نیز هیچ اثر و نشانه ای از توجه مسئولان و حتی نهادها و تشکل های مردمی به وجود پیکر پدر شعر انقلاب در این شهر مشاهده نمی شود. حال آنکه می توان با برگزاری آیین هایی نمادین در طول سال حتی اگر شده حضور ساده بر مزار استاد سبزواری و اهدای شاخه ای گل، دائما یاد و خاطره ی او را زنده نگاه داشت و به همگان یادآوری کرد که دراین محل چه شخصیتی مدفون است؟ و در نظام حاکم کشور دارای محبوبیت و احترام ویژه ای است.
 
اما همین کارهای ساده و کم هزینه هم دریغ می شود و به طور مثال در جریان برگزاری راهپیمایی 22 بهمن دیدیم، که مسیر راهپیمایی که از مسجد جامع شروع شده بود، در میدان کارگر و درست چند قدم مانده پارک جانبازان و مقبره حمید سبزواری تمام شد و فقط مجری مراسم در صحبت هایش یک مرتبه به نزدیک بودن به مقبره پدر شعر انقلاب اشاره کرد. راستی این حجم از بی تفاوتی و عدم بهره برداری صحیح از فرصت ها و نیز غفلت از پاسداشتن عملی بزرگان واقعا از کجا می آید؟
 
آیا با همین روش انتظار داریم سایر بزرگان دیار سربداران ارتباطشان را با این شهر حفظ کنند و تمایل داشته باشند که بعد از وفاتشان پیکرشان به این شهر منتقل شود؟
 
امید می رود مسئولان محترم که اکثرا خودشان ولایی و ارزشی  هستند، بتوانند اولویت های شهرستان را به خوبی شناسایی کرده و عملکردشان به گونه ای باشد که دیگر فرزندان افتخار آفرین سبزوار که در شهرهای دیگر یا کشورهای خارجی سکونت دارند، رغبت پیدا کنند قبل و بعد از وفات بیشتر با سبزوار در ارتباط باشند و برکات وجودیشان بیش از این شامل حال شهر زادگاهشان بشود.

نظر شما؟
نام:
ايميل:
وب:
عدد روبرو:


0 نظر در صف تاييد است.
• عملکرد اسرارنامه را چگونه ارزیابی می کنید؟








تبليغات