مجله اینترنتی اسرار نامه سبزوار

هنر   /   16 مرداد 1397   /   کد مطلب: 20197   /   بازدید: 360   /   نظرات: 1

درامی بنام خصوصی سازی

درامی بنام خصوصی سازی
محمد اکبری/ مجله اینترنتی اسرارنامه
 
تاتر فی نفسه هنری ست که در ذات خود به دانستگی و تعالی مخاطب همواره تاکید داشته و به اصطلاح، هنر نخبگان و اندیشمندان است و در هر شکل و شمایل باید هماره نگران فخامت و وجاهت خودش باشد. 
تاتر اخص غیر مطبخی اش در ایران بدون توجه به ذات  و بن مایه مستتر در مرامنامه اش که همانا آگاهی بخشی، دانش دهی و انتشار فهم و انکسارجهل و نادانستگی ، آنگونه که در جوامع پیشرفته و جهان اولی مرسوم و معمول است، مورد توجه و اعتنا نبوده است و گاهاً با تعاریفی ضد و نقیض نیزهمراه بوده است.
 
کنار این همراهی تعدم هایی مکثر با  لجاجت و خیره سری بعضی اعوان وغیرهمراهان نیز بر این مظلوم محروم تحمیل شده است. تعدم هایی چون چشم پوشی بر نیازها و خواسته های تماشاچی/ مخاطب ، بی نیازی بر ارتباط و باز شناخت پدیده هایی به روز و آلامد همچون ملت ، دولت ، معیشت ، امنیت آزادی ، دموکراسی ، شهروند سالاری، عدم استقلال ، خودگردانی ، خود اتکایی وعدم وابستگی و انتساب به غیر، پیوند ناقص با اقتصاد در کنار فقدان تهیه کننده/ کارشناس / مقتصد ، ناهمراهی با رویدادها و چالش ها و مناسبات اجتماعی و خلاء شناخت جامعه اطراف ، پراکندگی و عدم تمرکز گروه های با سابقه و ثابت در سایه حمایت سمن ها و ان جی او و تجمع های غیردولتی ، فقر سرمایه گذار فرهنگی و عدم رغبت متمولین و متمکنین اهل ریسک به تهیه و تولید تاتر، نا آشنایی مسئولین با مفاهیم نوینی چون کالای فرهنگی ، سرانه فرهنگ ، سبد فرهنگی خانوار و عدم ورود تاتر به عنوان کالای فرهنگی به سبد فرهنگی خانوار ایرانی.. و الخ.
 
در این میان با توجه به بخشنامه ها و دستورالعمل ها و مصوبات فراوان دولتی در حمایت از تاتر مثل بند یک – نوزده و بیست و چهار اصول سیاست فرهنگی ، مصوبه چهارصدو پنجاه و هفت جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی و ... چرا این هنر هنوز آنگونه که باید فراگیر، الزامی و ملی  نشده و به دیده ء نیاز به ان نگریسته نمی شود.جای سئوال دارد. 
 
مگر نه این است که ویل دورانت، هنر را ( بخوانید تاتر) در کنار کار و حکومت و و اخلاق و علم و فلسفه و ادب شکل دهنده ی پیکره ی تمدن بشری میداند . یا چرا جای دور برویم مگر همین میرزا رضاخان طباطبایی نایینی روزنامه نگارایرانی خودمان درسال 1326 تاتر را در کنار مدرسه و روزنامه مبدل اوضاع بربریت و مکمل ترقی تمدن ( سیویلیزاسیون ) ندانسته و انرا شاخصه ای از تمدن ، فرهنگ و مدنیت و حضور و گسترش انرا نشانه بالندگی جامعه ندانسته است؟پس حال چه بر سر این گل سرسبد هفت هنر آمده است که اینگونه به زار و  نزارافتاده است و دست به دامن اغیار شده است. چرا باید در بن بست تنگ و تاریک هنر برای هنر ، تاتر با این قوهء استقلال و اختیارو قدرت روی پا ایستادن هنوز در پیچ و خم بوروکراسی و کاغذ بازی های مرسوم مصوبات و دستورالعمل ها مانده و نتوانسته است گلیم خود را از آب بکشد ؟چرا باید برای برون رفت از این بیهوشی دست به دامن مستی و مدهوشی منتج از حضورستاره ها و سلبریتی ها شد وازبامداد خمارش غافل ماند؟ 
 
وضعیتی که در بالا رفت با کمی شدت و حدت در تمام اقصی نقاط این مملکت قابل رویت است وعیونی  را که چنین عیان رخوت و سستی را نبیند باید گل گرفت.چه بر سر تاتر آمده است؟ چرا باید دلخوش به التیام ناچیز و قلتی ِمرکورکرم های مقطعی و دواگلی های مخلصی بود؟ یعنی کار از کار گذشته است و تومور اغفال و انفعال موتور این تهذیب  خانهء نفس را از کار انداخته است؟ درمان کجاست؟ درمان گر کیست؟
 
آیا غیر از دلسوختگان و دردمندان این خطه و حیطه کسانی دیگرمی توانند برای مرهم اش چاره ای بیندیشند؟ آیا محرم تر از این طیف برای  جراحی این دمل چرکین و این زخم شوخگین سراغ دارید؟ مرقوم پیش رو حال و روزآشفته تاتر ما است.تاتر یک کشوربه مساحت 195/648/1 کیلومتر مربع و 270/926/79 نفر جمعیت. و اگر بخواهیم انرا به شهرستان های کوچک تر تعمیم و ارجاع بدهیم مشکلات همان است با این تفرق که اینبار با تقسیم معضلات به اجزا کوچکترو خردتر و مضرب آنها در چالش ها و سایش های  مخروج از فضاهای بسته تر و بومی ترروبرو خواهیم بود. اینجا در تاتر شهرستان به غیر از آنچه در بالا شرحش رفت باید دغدغه هایی جانفرسا و گاهاً خوان افزا را نیز پشت سر گذاشت.خوان هایی چون بومی و غیر  بومی بودن بانی و متولی فرهنگ شهرستان ( ریاست اداره ارشاد ) هنری یا غیر هنری بودن نامبرده و خودی، نخودی یا بیخودی بودن مشارالیه. انجمن نمایش فشل و کاملاً صوری ، امکانات اولیهء سخیف و خفیف، سالن های پر از سوسک و موش، بلک باکس های نداشته، قراردادهای نبوده و امضاء نشده، سرمایه گذار ها و اسپانسرهای چند ده هزار تومنی ( گاهاً در حد قبول چاپ چند متر بنر )، آرشیو های خانگی لباس و آکسسواربا تلی از ناشویی و استهلاک ،کلاس های اموزشی همیشه خالی و در زمستان سرد و در تابستان داغ ، سالن های پر از خالی ِ مخاطب ، دکورهای فقیرانه و حقیرانه ... و خروار خروار ادعا و ادعا و ادعا به تقلید از  بالا یی ها و مرکز نشینان و پایه تخت خوران.
 
آری اینست حال و روز تاتر شهرستان .و انوقت مگر میشود برای همین انجو از  بی چیزی و ناچیزی از اصل 44 قانون اساسی در مورد خصوصی سازی گفت.؟ مگر میشود برای این غم و کم دار ها ازرد تاتر public  واقبال تاتر private  گفت؟.مگر میشود برای این هنر بختان  لاجرم  و لاگریز از اقتصاد معرفتی و استراتژی سرمایه گذاری گفت ؟ آخر با کدام بستر سازی و زیر ساخت ها؟ با کدام برنامه و آلگوریتم؟ با کدام مدیریت منابع انسانی؟ با کدام نقشه راه جامع  و مطالعات امایشی ؟ ظرفی چنین و مظروفی چنان را کجای دلمان بگذاریم ؟آفتابه لگن هفت دست شام و ناهار و پول یک سینی چایی با قند درجه سه فریمان هیچی؟!! اینا کیانند که چنین قصد تاراج و چپو همین یک جو دلخوشی چند جوان شهرستانی را دارند؟ اینا کیانند که کارخانه ها و کمپانی ها و پتروشیمی ها و باشگاه ها و ذوب آهن ها کفافشان نداده و حال سر به جان هنر و تاتر گذاشته اند انهم این موجود تیپا خوردهء رنجور؟ بخدا از این سر کچل تار مویی عایدتان نمیشود.دوستان، عزیزان ، یاران ، همراهان ، برادران بگذارید رد خصولتی سازی قبلیتان خوب شود بعد ..!! آسیاب به نوبت حاجی..!!
 
  هنر بی عیب حرمان نیست لیکن                                      زمن محرومتر کی سائلی بود
 
 

نظر شما؟
نام:
ايميل:
وب:
عدد روبرو:


خمول خان
1 مخالف 2 موافق
زنده باد .
18 مرداد 1397 - ساعت 15:45

• عملکرد اسرارنامه را چگونه ارزیابی می کنید؟








تبليغات