مجله اینترنتی اسرار نامه سبزوار

در شهر   /   21 اسفند 1397   /   کد مطلب: 21812   /   بازدید: 116   /   نظرات: 0

حلال مشاكل يا مسبب مسائل/ پشم شتر، نخود، کاسه و شاید عریانی

حلال مشاكل يا مسبب مسائل پشم شتر نخود کاسه و شاید عریانی
فاطمه ازقند / مجله اینترنتی اسرارنامه
 
بسیاری از ما انسان ها وقتي مشكلات مان را برای خویشان، دوستان و یا به ظاهر آشنایان مطمئنی بازگو کنیم، آنها افرادی خاص زا به ما معرفي كرده اند آن هم با كلي تعريف و تمجيد از سبك و سياق كارهاي به ظاهر خطيری که برای حل مشکلات انجام می داده اند و به باطن به گمان همه بر بنياد درستی بنا شده است.
 
خيلي وقت ها بخاطر وضعيت ناخوشايند خودمان يا از بد حادثه آواره كوچه پس كوچه هاي مخوف شده ایم تا این دسته از آدم های خاص، برایمان کاری انجام دهند. آیا واقعا از دست آنها كاري برمي آید؟ زندگي چرا اینگونه است؟
 
خوشبختي درچند تكه سنگ، نخود و یا حكاكي روي قفل، كليد، كاسه و یا هر چیزی از جمله پشم شتر گرفته یا هر شی برکت دار شده ی دیگری جستجو مي شود آن هم توسط افرادی به نام رمال!!!!
رمال ها که در برهه ای از زندگی در هم ریخته ی روحی و روانی ما حاضر می شوند، دستشان درد نکند همه کار می کنند تا ما به ساحل امن برسیم. 
نسترن اسفندیاری از دوستانی است که پای صحبت هایش نشستم. چرا که او نیز براي حل مشكلش به يكی از رمال های نامی مراجعه كرده است.
 
"وقتي استرس شديد و بي دليلم را با يكي از دوستانم درميان گذاشتم شماره تماس مردي را به من داد كه خيلي از كارش راضي بود و مي گفت كه چند وقت پيش حضور اجنه را كنار خود احساس مي كرده است. ولي از وقتي چند جلسه نزد اين انسان شریف رفته با دست نوشته ای كه به او داده ديگر از اين همه ترس و واهمه راحت شده است ولي الان دوباره به وضعيت سابق برگشته و بايد دوباره به آنجا برود. من هم كه از اين همه استرس بي خود و بی جهت كلافه شده بودم دل به دریا زدم و تماس گرفتم. برای فردا صبح به من نوبت دادند. صبح شد و به آنجا رفتم. وارد خانه اي شدم كه چند پله به زيرزمين داشت. مرد میانسالی در اتاق بود که با زن و مردی، سرِ نرخ، چك و چانه مي زد. دور و بر آن مرد ميانسال در تاقچه و روی زمین كتابهاي زيادي بود، از راه و روش هاي تسخير اَجنه تا كتاب كمكی زيست دوم دبيرستان! برايم جالب بود كه کتاب زیست اينجا بين اين همه كتاب اجنه و روح چه مي كند!!
وقتی نشستم در ابتدا از من پرسید چه مشكلي داري؟ گفتم بي دليل استرس شديد دارم و تمركزم کم است.
اسم مادر و سن مرا پرسيد و در كتابي (اصطلاحا سَركتاب بازكردن) در جستجوي حال و احوالات من بود!
 
پس ازچند دقيقه گفت: در زندگي سختی های زيادی كشيده ای ولی صبور باش كه آينده خوبي داری! خيلي باوفا هستي و خيلي زودرنج!
خب تا اينجا كه درست بود استرس شديد دارم وای چه سختی ها که نکشیده ام. یعنی با این اوصاف نباید زودرنج بود؟
پس از اين حرفها بلند شد و اسپندی دود كرد و ازمن خواست كه حجاب خود را بردارم و آستين ها و پاچه های شلوارم را بالا بدهم تا دود به بدنم برسد.
چند دقيقه بعد دست مرا محكم گرفت و چيزی در گوشم زمزمه كرد كه متوجه نمي شدم و در حالی که با زعفران روی برگه مي نوشت، به داخل گوشم فوت كرد و گفت احساس نكردی كه اجنه از درون تو خارج شدند؟
من كه واقعا چيزی را حس نكرده بودم با ترسی که وجودم را فرا گرفته بود گفتم نه!
دوباره اينكار را كرد و باز هم گفتم كه متوجه نشدم و گفت كه بخاطر تمركز كم، متوجه نمي شوی ولی اجنه خارج شدند!
 
بعد از آن شروع كرد به توضيح اطلاعات پزشكي. گفت به مغز بايد اكسيژن كافي برسد. از من خواست كه محلولي را استشمام كنم و گفت حالا ذهنت باز شد؟ من هم دانسته و ندانسته گفتم بله باز شد. 
گفت پوست تو خشك است بايد آب كافي بخوري، سردي داري بايد گرميجات بخوري. قلب ٤حفره دارد، مغز دو نیم كره است و يك سري حرفهای دیگر.
 
نسترن ادامه داد: رمال گفت به يك جلسه حال تو خوب نمي شود و جلسه بعدي بايد تنها بيايی.
با شنیدن واژه "تنها" یاد دوستم افتادم که رمال از او خواسته بود براي خروج كامل اجنه بايد عريان شود.
خلاصه نوشته ای را در پارچه ای پيچاند و به من داد و گفت باز هم تا آخر هفته زنگ بزن تا بگويم کی بيايی.
آمدم بیرون کمی سبک شده بودم اما دو دل بودم که هفته آینده باز هم به این مرد مراجعه کنم!! "
 
 
چند نکته:
این روایت فقط يك نمونه جزئي از سوءاستفاده هاي اين افراد است.
خانم نسترن اسفندیاری و آدمهایی مثل ایشان، معمولا در بدترین شرایط روحی به رمال ها مراجعه می کنند و شاید یکی از دلایل کاهش استرس همین یافتن فردی است که پای صحبت او نشسته است. 
مشاهده شده كه بعضي رمال ها با شيادي كامل زنان را مجبور می كنند تا برای نوشتن اوراد روی اندامشان عریان شوند آیا این نوعی تلذذ جنسی از آنها نیست؟ آیا کسی از اتفاقات جنسی پیش آمده خبری داده است! اصلا جرات برملا شدند وجود دارد؟
شايد همه اين زود باوري ها و اعتمادهای نابجا بخاطر وضعیت بغرنجی است که دچارش شده ایم. ای کاش بجای برقراری پيوند با خالق خود، محتاج مشتي كاغذ و سنگ و خرافه های سودجويانه مخلوقاتش نمی شدیم.
خانم اسفندیاری برای  آن جلسه، ٥٠ هزار تومان ناقابل در قبال يك مشت اَراجيف پرداخت کرده است حالا متخصصان حق دارند متعجب و نالان باشند.
راستی آن كتاب كمكی زيست دوم دبيرستان! واقعا معلومات علمی آن رمال نامحترم و دگر رمالها از حد همان کتاب بیشتر است.
 
سخن پایانی: خانم نسترن اسفندیاری نامی استعاریست برای بسیاری از انسان های صدمه دیده ای که در شرایط روحی نامتعادل خود را به هر کس و ناکسی می سپارند بهتر است کمی هوشیارتر باشیم و با پلیس همراه تر. البته از مسئولین هم، جدیت بیشتر برای برخورد مناسب انتظار می رود.
 
 

نظر شما؟
نام:
ايميل:
وب:
عدد روبرو:


0 نظر در صف تاييد است.
• عملکرد اسرارنامه را چگونه ارزیابی می کنید؟








تبليغات