مجله اینترنتی اسرار نامه سبزوار

هنر   /   8 آبان 1398   /   کد مطلب: 23045   /   بازدید: 131   /   نظرات: 0

وقتی هنرمند تنها می ماند...

ضرورت راه اندازی مرکز تخصصی هنرمندان در شهرداری

ضرورت راه اندازی مرکز تخصصی هنرمندان در شهرداری

مهدیه عابدی

هادی عارفی هنرمند توانمند سبزواری که آثار درخشانی را در کارنامه هنری خود دارد و خالق  آثاری چون تندیس دکتر شریعتی، ابوالفضل بیهقی، فردوسی، چاووشی، خواجه نظام الملک طوسی  و سردیس دکتر بسکی  است. طی گفت و گویی  که با این هنرمند چیره دست داشتیم به شرح مراحل ساخت تندیس های بیهقی و فردوسی پرداخت:  

 نصب همزمان تندیس ابوالفضل بیهقی و فردوسی به پیشنهاد شهرداری

تندیس بیهقی در دوره آقای مقصودی و تندیس فردوسی در دوره آقای طالبی، شهرداران وقت سفارش وساخته شد که قرار را بر این گذاشتیم نصب همزمان آن ها در اردیبهشت ماه 94 صورت بگیرد .البته باید اشاره کنم کلیت و تنه تندیس بیهقی در دوران تصدی گری جناب مقصودی کار شد و حتی قالب گیری و تولید نیز صورت گرفت که سپس به انبار شهرداری منتقل گردید ولی ساخت چهره آن به صورت خام و ماده اولیه در کارگاه دیگری و در زمان ریاست اقای طالبی طراحی و تکمیل شد که در اینجا باید از اقای اختریان به سبب پیگیری ها وهمراهی هایش تشکر کنم.

دلیل نصب همزمان دو تندیس شباهت آن ها در حوزه ادبیات بود

زمانی که قرار شد این دو تندیس در یک زمان و مکان کنار یکدیگر نصب شوند شاید برای خیلی ها این سوال پیش آمد که چرا باید چنین اتفاقی بیفتد که البته بنابر طرح  و ایده آقای علی دولت آبادی و به خاطر شهرت بیهقی به پدر نثر فارسی و پر آوازه بودن فردوسی در حماسه سرایی و خلق شاهنامه که این دو را در حوزه ادبیات به هم پیوند می داد بهتر دیدیم که صاحبان این اعتبار و شهرت را در یک زمان و یک مکان کنار هم قرار دهیم .البه باید عرض کنم که بیهقی مدتی قبل از فردوسی ساخته شده بود اما کاملا تکمیل نگردیده بود که بعد از ایده ساخت فردوسی هر دو تکمیل شده و در کنار هم نصب شدند.

نظر شهرداری این بود که بیهقی باید کتاب داشته باشد

یکی از سفارش هایی که در باره ساخت بیهقی به من شد این بود که ازنماد کتاب نیز استفاده کنم.البته خودم هم دوست داشتم این اتفاق برای مجسمه بیفتد و در فرم کار تندیس قرار شد مرکزیت روی کتاب باشد خصوصا برای بیهقی که هر دو دست به سبب نوشتن درگیر در کتاب بود که این اتفاق هم افتاد و تندیس دارای یک کتاب نیمه باز است که در دست بیهقی جای گرفته است.

در مجسمه سازی فرم از همه چیز مهم تر است

وقتی قرار است شخصیتی ساخته شود مهم این است که فرم با شخصیت وی سازگاری داشته باشد که این گیرایی و همراهی با شخصیت، با مطالعه و بررسی صورت می گیرد. ما از بین چندین حالت که سعی بر تکراری نبودن آن است فرم را با توجه به نزدیکی با شخصیت طراحی می کنیم که ناخودآگاه یک فرم بیش ترین نزدیکی را به حالت وی پیدا می کند. عکس برداری و اجرا در مراحل آغازین از طرح اولیه است که پس از طراحی  به سفارش دهندگان ارائه شده و نظرات لازم در این خصوص با کمک مشاوران برای پیشبرد کار دریافت می شود. در این جا باید از محمود رضا سلیمانی پژوهشگر فرهنگی، دکتر حسن رحیمی استاد ادبیات دانشگاه حکیم، همچنین سید مهدی سیدی پژوهشگر فرهنگی و خراسان شناس  تشکر کنم که کار مشاوره تندیس بیهقی  را به بهترین شکل صورت دادند.

اشتباهات در به تصویر کشیدن چهره واقعی شخصیت ها، کار مجسمه ساز را مشکل می کند

برای تحقیق حالت چهره بیهقی به سراغ منابع گوناگونی رفتیم  که آنچنان که باید درست و دقیق نبود. یک مجسمه ساز معمولا بر حسب تجربه و کارهای قبلی احساس می کند که تناسب یک چهره با شخصیت سازگاری ندارد وآن قدر مراحل طراحی را تکرار می کند که به نتیجه دلخواه برسد. البته مجسمه سازها این توانایی را نیز دلرند که با تصویر سازی ذهنی و حسی که از شخصیت مورد بررسی به دست آورده اند طراحی را صورت دهند.

چهره های سبزواری، یکی از مراحل طراحی بیهقی

من همیشه دوست داشتم اگر قرار است بیهقی را بسازم بدون شناخت دقیق اقدام به طراحی کامل اثر نکنم واز آنجایی که در منابعی که جستجو کردم تصویر واقعی از این شخصیت به دست نیامد تصمیم گرفتم که بر اساس جنبه های گوناگون، طراحی چهره و پیکراورا پیاده سازی کنم. برای همین ابتدا از چهره های سبزواری  و اهالی  بخش روداب که احساس کردم به بیهقی به دلیل زادگاه  و محل تولد نزدیکی دارند شروع کنم اما در این بین خانم سمیه عطاردی دانشجوی ارشد رشته ادبیات به کمک من آمد. ازآن جایی که ایشان موضوع پایان نامه ارشد خود را بر مبنای تصویرسازی ابوالفضل بیهقی سامان داده  و با استفاده از علم روانشناسی شخصیت او را آنالیز کرده بود به این نتیجه رسیدیم که بیهقی بر اساس شناخت ما و تحقیق و بررسی های صورت گرفته  فردی اهل تفکر و دقیق بوده است یا مثلا در موضوع چهره که بسیار مهم نیز بود شکل لب ها، ابروها، بینی و پیشانی تا اندازه زیادی محرز شده بود که با استفاده از تکنیک های طراحی و با سبک رئالیستی که با شیوه انحنابخشی و هندسی کردن فرم همراه بود مراحل پایانی ساخت نیز به اتمام رسید.

وجه اشتراک وتمایز مجسمه های نصب شده در پارک ایرانیان

وقتی قراربر این شد که تندیس فردوسی و بیهقی کنار یکدیگر نصب شوند طبیعی بود که به این فکر کنیم چه شباهت ها و تفاوت های در شخصیت این دو وجود دارد که در ساخت باید توجه شود. پس از طراحی های صورت گرفته سرانجام به این نتیجه  رسیدیم  بیهقی چهره آرام تری داشته یا ساده تر و کم تحرک تر به نظر می رسیده است در حالی که فردوسی شخصیت جدی تر و حالت حماسی تری دارد و از جنب و جوش بیشتری برخوردار است. در این بابت  سعی کردیم  تمام این موارد را در طراحی و فرم دهی لحاظ کنیم. برای مثال در مجسمه بیهقی نوع نگاه و حتی چرخش سر را متناسب با شخصیت وی صورت دادیم  که  با دقت در حال نگاه کردن است و با زاویه این حالت را برای سر و نگاه او در نظر گرفتیم  و برعکس برای  فردوسی این شد که عمودی تر نگاه کند یا چرخش نگاهش  با تحرک تر از بیهقی  به نظر برسد. به طور خلاصه  بگویم که تکنیک کار هر دو تقریبا یکی است که در کارهای قبلی من نیز همین تکنیک را می بینید یعنی انحنابخشی یا فرم هندسی، ولی سعی بر این شد که کوچک ترین تفاوت ها را نیز دخیل کنیم.

اهمیت ندادن شهرداری به روند ساخت مجسمه ها و بی انگیزه شدن هنرمندان

30اردیبهشت 94 بود که طی مراسم خاصی با حضور شهرداری و اداره ارشاد و دیگر نهاد های شهرستان از دو مجسمه بیهقی و فردوسی برای نصب رونمایی شد. البته من در آن مراسم  نبودم و  آنچنان رغبتی هم نداشتم چون این رویه شهرداری که پس از سفارش ساخت و پرداخت مبلغ اولیه، دیگر پیگیر مراحل اجرایی و ساخت اثرنیست را نمی پسندم .

این موضوع دور از تصور نیست، زمانی که شخص شهردار می خواهد اثری ساخته شود شهرداری به شدت پای کار است ولی این پیگیری ها فقط تا زمانی است که سفارش داده شده و سقف مبلغ و زمان مشخص می گردد.

زمانی  که هنرمند تنها می ماند

این که نهادی مثل شهرداری یا ارگان های دیگر که سفارش کاری را به هنرمند می دهند بدانند چه زمانی  باید به مراحل ساخت ورود پیدا کنند خود به خود انگیزه هنرمند را بالا می برد. حالا شما در نظر بگیرید نحوه برخورد و تعامل آن ها یا در خصوص مباحث مالی و مشاوره و ارائه نظر تا چه حد می تواند تاثیر گذار تر باشد.

به نظر من شهرداری باید مرکزی داشته باشد تحت عنوان خانه هنرمندان یا هر چیز دیگری که اصحاب  صاحب نظر در حوزه هنرهای گوناگون مثل ادبیات یا مجسمه سازی یا هر نوع هنر دیگری در آن مشغول باشند و به هنرمندان در پیشبرد کارشان کمک کنند .اینکه کادر اداری آن ها یا کار پردازان مالی هر چند وقت یکبار به سراغ هنرمند و اثرش می روند و هیچگونه نظر تخصصی نمی دهند نه تنها دلگرم کننده نیست  بلکه انگیزه وی را کاهش می دهد و احساس می کند که تنهاست  و غیر از هدف آن ها که همان اتمام کار است هیچ ذوق دیگری ندارد.

شاید برای همین است که می گویم آنقدر رغبت و انگیزه برایمان نمی ماند که بخواهیم در مراسمات رونمایی و نصب اثرمان شرکت کنیم. مخصوصا وقتی هنوز خستگی کار را در وجودمان حس می کنیم...

هنرمندان خالق هنر برای مردم

درست است که سفارش دهندگان بی تاثیر در اهمیت کار و اثر هنرمند نیستند اما هدف یک هنرمند این است که برای مردم و اعتلای فرهنگ دست به خلق اثری هنری بزند و نه چیز دیگری.

زمانی که مشغول کار هستیم همه فکر و ذهنمان این است که صاحب اثری باشیم که در نهایت به مردم منتقل می شود. خصوصا در رابطه با بحث مجسمه سازی که اثری قابل رویت است و هرروز همه آن را مشاهده می کنند. فرهنگ سازی و مجسمه سازی از این رو هیچوقت از یکدیگر جدا نیستند.

وقتی اعمال نظر سفارش دهندگان محدودیت ایجاد می کند

بعضی مواقع  اعمال نظر سفارش دهندگان باعث می شود که هنرمند به آنچه مد نظر خودش است نرسد مثلا در بحث ساخت بیهقی  و فردوسی این نظر وجود داشت  که حتما برای هر دو از کتاب هم استفاده شود یا در خصوص مجسمه چاووش دوستی از مسئولان اعلام کرده بود که بهتر است چاووش پرچم نیز داشته  باشد البته دست ما تا حد زیادی باز است و می توانیم از تکنیک های خاصی استفاده  کنیم اما من این عقیده را دارم که هر نمادی باید سر جای خودش باشد و صرف یک نماد خاص امکان تنوع بخشی را از مجسمه ساز می گیرد. در خصوص همین مجسمه چاووش که عرض کردم من خودم معتقد به پرچم نبودم و به این نتیجه در تحقیقات هم نرسیدم که این شخص با نمادی به نام پرچم شناخته می شده ولی خب همان طور که  گفتم  این اعمال سلیقه از جانب برخی می تواند محدودیت هایی را ایجاد کند.

شخصیت هایی که تاریخ و فرهنگ یک ملت را ساخته اند...

هرزمان که می خواهم اثری را خلق کنم به این فکر می کنم که این اثر باید نشان دهنده تاریخ و فرهنگ این ملت در طی سالیان دراز باشد.

بیهقی و فردوسی از این لحاظ بسیار مهم بودند زیرا در زمانه ای که بسیاری از آداب  و فرهنگ های  کهن گذشته  به  فراموشی سپرده  شده خلق کردن چنین  شخصیت هایی  برای من یا بهتر بگویم همه هنرمندان و هنر دوستان از همه چیز مهم تر است .



منبع:  ششمین شماره  فصلنامه بیهق نامه


نظر شما؟
نام:
ايميل:
وب:
عدد روبرو:


0 نظر در صف تاييد است.
• عملکرد اسرارنامه را چگونه ارزیابی می کنید؟








تبليغات