مجله اینترنتی اسرار نامه سبزوار

دانشگاهی   /   19 آذر 1393   /   کد مطلب: 7846   /   بازدید: 3485   /   نظرات: 2

در همایش آیین روشنگری و بزرگداشت دکتر شریعتی:

پوران شریعت رضوی: هیچیک از آثار دکتر شریعتی تحریف نشده است

پوران شریعت رضوی: هیچیک از آثار دکتر شریعتی تحریف نشده است

مناسبت  مهم 2 آذر سالروز تولد دکتر شریعتی  در حالی در دو هفته اخیر در سبزوار زادگاه و خاستگاه خاندان شریعتی و دومین قطب دانشگاهی شمال شرق کشور در حالی در سکوتی منفعلانه پشت سر گذاشته شد، که یاد این فرزند شایسته دیار سربداران در دیگر نقاط کشور به ویژه در تهران به عنوان پایتخت نظام جمهوری اسلامی ایران با برنامه های متعددی در این رابطه زنده نگاه داشته شد.

به گزارش مجله اینترنتی اسرارنامه، یکی از برنامه هایی که در روزهای اخیر با حضور پوران شریعت رضوی برگزار شده ، همایش آیین روشنگری و بزرگداشت دکتر شریعتی بوده که البته علاوه بر مناسبت 2 آذر ، نزدیک بودن به ایام 16 آذر روز دانشجو و شهادت مهدی شریعت رضوی برادر همسر دکتر شریعتی در مبارزه با رژیم طاغوت نیز یکی دیگر از بهانه های مهم برگزاری این برنامه بوده است.

پایگاه خبری تحلیلی جماران مشروح سخنان همسر دکتر شریعتی را در این همایش به شرح زیر منتشر کرده است:

همسر علی شریعتی گفت: مجموعه های قلمی و آثار شریعتی را به تنهایی در زیرزمین خانه ام و در مخفیگاه‌ها تنظیم و  آماده چاپ کرده ام.



به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، پوران شریعت رضوی همسر دکتر علی شریعتی و خواهر شهید مهدی آذر شریعت رضوی، ازدانشجویان شهید سال 32 در دومین روز از همایش آیین روشنگری و بزرگداشت دکتر علی شریعتی توسط انجمن اسلامی دانشجویان  مورد تجلیل قرار گرفت. او در این مراسمی در تالار شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران برگزار شد، اظهار کرد: اکنون در مکانی  هستیم که در 16 آذر  1332 در راهروهای آن برادر من مهدی آذر شریعت رضوی به همراه دو دانشجوی دیگر، مصطفی بزرگ نیا و احمد قندچی توسط عمال شاه به شهادت رسیدند. البته کسانی دیگر هم در آن روزها به خاطر حوادث انتخابات مجلس سنا کشته شده بودند. وقتی سر خاک برادرم می رفتیم با قبر کسانی مواجه بودیم که در آن روزها کشته شده بودند.

همسر علی شریعتی با تمجید از شهدای راه آزادی و اندیشه افزود: علی شریعتی هم جزو شهدای راه اندیشه و تفکر است که نه به عنوان همسر من بلکه به عنوان مرد بزرگی که با ایده های بسیار بزرگ می خواست ایران از نظر فرهنگی و فکری ارتقا پیدا کند و همه چیزش را در این راه گذاشت. من خوشحالم که اگر چه من و  فرزندانم در این راه همراه و پای به پای علی شریعتی در این رنج سهیم بودم و فدا شدیم باز نتیجه مطلوبی حاصل شده است و اینک می بینیم شما جوانها با همه امید به فعالیت خود ادامه می دهید و علی رغم همه سختی ها از خودتان مایه می گذارید.

وی با اشاره به نامه پدر دکتر علی شریعتی به فرزندش افزود: پدر علی شریعتی به او نوشته بود، پسرم تو توانایی این را نداری که با دو قطب بزرگ بجنگی و کار تو مثل مشت به دیوار کوبیدن است. بیا به زندگی و زن و فرزندانت بپرداز. علی شریعتی در پاسخ به او نوشته بود: این راهی بود که خودت پیش پای من گذاشته ای و طبیعی است که در این راه اولین کسی که فدا خواهند شد پوران و احسان و فرزندان من خواهند بود. ولی دیگر راه برگشتی ندارم.

شریعت رضوی ادامه داد: علی شریعتی وقتی درگذشت تنها 43 سال داشت و جوان بود. این همه پوستر و مجسمه هایی که از او دیده می شود هیچکدام شریعتی نیست. چون هیچ کسی باور نمی کند که او چقدر جوان بود که درگذشت. از نظر من علی هرگز نمرده است. شریعتی فقط از نظر فیزیکی در بین ما نیست، از نظر اندیشه و عاطفه و معنویت هنوز بین ما است. و به قول خودش مرگ آغاز زندگی دیگری است. من هرگز احساس نکردم علی نیست. چون این توانایی و این تحمل را از نسلهای جوان گرفته ام.

وی با بیان اینکه مجموعه های قلمی و آثار شریعتی را به تنهایی در زیرزمین خانه ام و در مخفیگاه‌ها تنظیم و  آماده چاپ کرده ام. مرحوم مجید شریف در این راه خیلی زحمت کشیده بود. علاوه بر کار برای آماده سازی آثار شریعتی برای چاپ، در کارهای فرهنگی از جمله مدرسه سازی هم فعالیت داشته ام. به کمک هواداران متمول دکتر شریعتی 7 مدرسه در جنوب شهر تهران ساختیم.

همسر دکتر علی شریعتی با انتقاد از وضعیت پیش آمده بعد از درگذشت همسرش خاطرنشان کرد: من و فرزندانم حتی حقوق شهروندی خود به عنوان شهروندان ایرانی را به دست نیاوردیم. من درجه دکتری از دانشگاه سوربن را داشتم و جای من در دانشگاهی مثل دانشگاه تهران بود. چون خواهر مهدی آذر شریعت رضوی بودم که به دست عمال شاه در این دانشگاه کشته شده بود، اجازه حضور در این دانشگاه و تدریس در اینجا را به من ندادند. شاید این طبیعی بود که شاه به من اجازه حضور فردی به اسم شریعت رضوی در دانشگاه را ندهد. ولی حکومت اسلامی چرا؟! من در جنوب شهر تهران تدریس می‌کردم. که گفتند شما که از سوربن دکتری گرفته اید چرا در اینجا تدریس می کنید. شما باید بروید و در جایی دیگر تدریس کنید و بدین ترتیب من را بازنشسته کردند و این سبب خیر شد و مسوولیت بنیاد فرهنگی شریعتی را بر عهده گرفتم و با تلاش و همکاری دوستان جلوی انحراف آثار شریعتی را گرفتیم و یک تنه در مقابل ناشران و وزارت ارشاد ایستادیم. اینجا با صراحت اعلام می کنم هیچ کدام از کتابهای شریعتی تحریف نشده‌اند.


 

وی با بیان اینکه هنوز هم که هنوز است برخی کتب شریعتی اجازه چاپ ندارند، افزود: برخی شایعه کرده و در بعضی محافل نقل کرده اند که آثار شریعتی دچار تحریف شده اند که من به شدت تکذیب می کنم. کتاب نامه هایی که دکتر شریعتی به من نوشته است، هنوز چاپ نشده است و فعلا در باره آن تصمیم نگرفته ایم. دفتر شعر دکتر شریعتی که شامل اشعار دوران جوانی‌اش است نیز هنوز چاپ نشده است که فعلا تصمیمی بر چاپ آن نداریم.

خواهر شهید مهدی آذر شریعت رضوی در ادامه ضمن گرامیداشت روز دانشجو و با روایت حادثه 16 آذر 32 ادامه داد: سه جوان در این دانشکده جان خود را گذاشتند و شهید شدند تا مبدایی برای حرکت های دانشجویی باشد. روز دانشجو نامگذاری شد تا شما دانشجویان امروز یاد آنها را گرامی بدارید. در طول این سالها  دانشگاه همین روز 16 آذر با رفتارهای متفاوتی مواجه شد. بعضی سالها این روز را گرامی داشتند و برخی سالها به شهدای این روز اتهام هایی زده شد و روز دانشجو را مسکوت گذاشتند.


 

وی افزود: شاه در آن روزها با دعوت از نیکسون برای سفر به ایران می‌خواست که نشان دهد بعد از کودتا ایران شرایط آرامی دارد. دانشگاه تهران که اکنون در آن قرار داریم در آن روز پر از نیروهای نظامی بود. بین چند تن از سربازان و یکی از دانشجویان درگیری پیش می آید. وقتی دانشجویان وارد کلاس ها می شوند نیروهای نظامی به دنبال آن دانشجو وارد کلاس ها می شوند و اساتید اجازه ورود سربازان به کلاس‌ها را نمی دهند. بعد از اتمام کلاس‌ها دانشجویان با شعار مرگ بر شاه از کلاس ها وارد راهرو می شوند و تیر اندازی می شود. برادر من از ناحیه قلب و پا هدف تیراندازی واقع می شود و در جا شهید می شود. احمد قندچی هم مجروح می شود و خونریزی شدیدی می کند و موقعی که از دانشگاه خارج می شده هنوز جان داشته است. به خاطر تاخیر در رساندن به بیمارستان جان خود را از دست می دهد. مصطفی بزرگ‌نیا هم که مورد اصابت گلوله ای قرار گرفته بود جان خود را در همین دانشکده از دست می دهد و شهید می شود. آن روز دانشگاه شلوغ بوده و تماما در قرق نظامی ها بوده است. در همه جوامع بشری دانشگاه حرمت دارد و نمی شود وارد آنجا شد و خون ریخت. خیلی از دانشجویان شب آن روز در زیرزمینی در دانشگاه مخفی شده بودند و وقتی برادر دیگرم دکتر رضا شریعت رضوی وقتی سراغ آذر می آید به او می گویند سراغ آذر نگرد او شهید شده است.  برادرم را می برند و بی اینکه خبر داشته باشیم در دشت خاوران دفن می کنند.  با کمک یکی از اقوام ما که ارتشی بود کارتهایی را گرو گذاشتیم که جنازه ها را مجددا تحویل گرفته و در امامزاده عبدالله دفن کنیم. ما و خانواده شهید بزرگ‌نیا و شهید قندچی به حکومت قول دادیم که در مراسم تدفین و تشییع عزیزانمان مانع هرگونه درگیری و شلوغی شویم. این کار انجام شد و جنازه ها شبانه در امامزاده عبدالله به خاک سپرده شد. تنها مراسمی که اجازه داشتیم برای آنان برگزار کنیم مجلس چهلم با رعایت شرایطی بود. اجازه ما مشروط به این بود که هر خانواده نمی توانست بیشتر از 600 نفر مدعو برای مراسم ختم داشته باشد.

 

وی در پایان افزود:شهید مهدی آذر شریعت رضوی فردی مبارز بود و احمد قندچی علاوه بر تحصیل در کارخانه ای کارگری هم می کرد و بزرگ نیا هم فرزند خانواده ای مرفه بود .امیدوارم شما دانشجویان رهروهای خوبی برای آنان باشید و در ارتقای فکری جامعه ایران کوشا باشید و نقشی ایفا کنید.

گفتنی است در پایان سخنرانی پوران شریعت رضوی، انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران ضمن تجلیل ،لوح یادبودی را تقدیم او کرد.

منبع: جماران

 

 

کوچه پس کوچه پیوندها

کلیک کنید:

فرماندار دزفول: علاقه زیادی به دکتر شریعتی داشتم که آرزوی دیدار ایشان به قیامت افتاد


نظر شما؟
نام:
ايميل:
وب:
عدد روبرو:


2 نظر در صف تاييد است.
• عملکرد اسرارنامه را چگونه ارزیابی می کنید؟








تبليغات