مجله اینترنتی اسرار نامه سبزوار

تاریخی   /   22 آذر 1394   /   کد مطلب: 12009   /   بازدید: 1079   /   نظرات: 0

قتل ایلخان طغاتیمورخان مغول ، بدست خواجه یحیی سربداری

قتل ایلخان طغاتیمورخان مغول  بدست خواجه یحیی سربداری
 
قتل ایلخان طغاتیمورخان مغول ، بدست خواجه یحیی سربداری
 
نهضت شیعی
مهمترین حادثه ای که زمان فرمانروایی خواجه یحیی کرابی اتفاق افتاد قتل طغاتیمورخان به دست سربداران بود که به حکومت ایلخان طغاتیمور در منطقه پایان داد. هر چند حکومت ایلخانی با مرگ ابوسعید پایان یافت اما وجود برخی مدعیان چون طغاتیمور حاکم استرآباد، گرگان و دشت که امیرانی چون ارغوانشاه مغول و دیگر امرای خراسان احتراما وی را ایلخان می نامیدند سبب شد که هنوز نامی از حکومت ایلخانی بر سر زبانها باشد طغاتیمور از آغاز ظهور نهضت سربداران پیوسته از ایشان آسیب دیده و ضرب شصت آنها را چشیده بود و از ایشان بیمناک بود و مدام در پی فرصتی بود که تلافی کند و چون در میادین نبرد نتوانسته بود حریف سربداران شود از راههای دیپلماسی وارد می شد در واقع به خدعه و نیرنگ متوسل می شد کلا سیاست وی درقبال سربداران چنین بود که هرگاه متوجه می شد ضعف و فتوری در دستگاه سربداران حاصل شده است به تدارک حمله می پرداخت و زمانی که احساس می کرد ایشان قدرتمند شده اند از در سازش و مصالحه وارد می شد.(پطروشفکسی،۱۳۵۱: ۷۴).
 
چنان که طغاتیموریان بعد شکست از مسعود قدرتشان کاسته شد ولی در زمان جانشینان ضعیف مسعود آیتمور ، کلواسفندیار و علی شمس الدین توانستند دوباره نواحی از دست رفته خود را تصرف کنند و زمان خواجه شمس الدین چون احساس کردند سربداران دوباره قدرتمند شده اند طغاتیمور با خواجه شمس الدین صلح و حتی قبول کرد تمام نواحی که مسعود تسخیر کرده بود در زمره متصرفات سربداران باشد تا اینکه خواجه یحیی حاکم سربداران شد یحیی هر چند در ابتدا سوء ظن ایلخان را علیه خویش برانگیخت ولی اندک بعد ضرابخانه های سربداران را که حدود یک دهه از کار افتاده بود فعال کرد و سکه هایی در تأیید سلطنت طغاتیموریان ضرب نمود و به خزانه طغاتیمور در خراسان واریز کرد. یحیی توانست با این اقدامش سوءظن طغاتیمور را نسبت به خود تا حدی برطرف کند( اسمیت، ۱۳۶۱: ۱۶۶-۱۶۵) با این حال همچنان دو قدرت درصدد نابودی همدیگر بودند و منتظر فرصت مناسبی بودند تا اندیشه خود را عملی نمایند . ابتدا طغاتیمور دست به کار شد وی چند بار در بین مکاتبه و مراسله ای قطعه شعری را به یحیی نوشت.
 
گردن بنه جفای زمان را و سر مکش                                 کار بزرگ را نتوان داشت مختصر
 
سیمرغ وار چون نتواند کرد، قصد قاف                      چون صعود خرد باش و فرو گیر بال و پر
 
بیرون کن از دماغ، خیال محال را                                       تا در سرت نشود صد هزار سر
 
بیرون کن از دماغ، خیال محال را                                      تا در سرت نشود صد هزار سر
 
خواجه یحیی نیز در جواب نوشتند:
 
گردن چرا نهیم ، جفای زمانه را                                    راضی چرا شویم به هر کار مختصر
 
دریا و کوه را بگذاریم و بگذریم                                       سیمرغ وارزیر پر آریم خشک و تر
 
با بر مراد و سر گردن نهیم پای                                      یا مرد وار در سر همت کنیم سر
 
غفاری کاشانی، ۱۳۰۴: ۳۰۰)
 
در تاریخ سربداران آمده که هر سال به جهت ملازمت و تجدید عهد؛ سربداران نزد طغاتیمور خان می رفتند و چون نوبت حکومت به یحیی رسید به دستور استمرار به ملازمت خان شتافت.(سمرقندی،۱۳۳۸: ۱۷۸) اما با بررسی منابع معلوم می شود چنین رسمی که امیران سربداری جهت تجدید عهد خود به دربار ایلخان رفته باشند وجود نداشته واین قضیه تنها در زمان یحیی صورت گرفته است در هر حال امیر یحیی به رسم ایلچی با سیصد بهادر قصد اردوی ایلخان کرد و در سلطان دوین استراباد به لشکر طغاتیمور پیوست.(سمرقندی،۱۳۵۱ک ۲۵۸) و ایلخان طغاتیمور به سبب ورود امیر یحیی و لشکرش طوی های (جشن ها) ترتیب داد روز سوم خان برای یحیی طوئی پادشاهانه ترتیب داد و جهت او و ملازمان و امرای او شامیانه برافراشته بودند و خان در مستقر خود بر تخت سلطنت جلوس کرد و حافظ شغانی نام سرهنگی در پهلوی خواجه یحیی و جمعی دیگر حدود هزار نفر اطرافش نشسته بودند در این بین قضیه توطئه سربداران یا به نوعی پیشدستی آنان صورت گرفت.
 
در آخر روز سوم طوی، حافظ شغانی و محمد حبش از سربداران گفتند هنوز که عهد و پیمان نکرده ایم و ایمان در میان نیامده در اثنای آش کشیدن ما می توانیم پادشاه را دفع کنیم و ایلخان نیز اندیشیده بود که چون از طوی فارغ شود کار سربداران ر یکسره کند.(میر خواند، ۱۳۸۰: ۴۵۱۹/۸) لذا زمانی که ایلخان بر تخت سلطنت جلوس کرده و امرا و بزرگان طغا تیمور خان و نیز یحیی و شماری از سپاهیانش در آن حضور داشتند امیر یحیی حافظ شغانی را گفت امروز این مغولی را می توان کشت حافظ شغانی گفت در خاطر م نیز این معنی گذشته پس یحیی حافظ را گفت تو روان شو مردم خواهند گفت که تو سخنی داری، گستاخانه خود را به خان نزدیک گردان و ضربتی بر او زن تا من نیز مدد به تو کنم و کار او را به آخر رسانم و نوکران هم در این حال بیکار نخواهند نشست و حافظ شغانی به طرف خان روان شد. حاجبان خواستند تا او را منع کنند خان فرمود که بگذارید شاید که التماس داشته باشد به عرض رساند و چنین حافظ شغانی به خان نزدیک شد کارد بر کشید و خان را زخم زد و امیر یحیی نیز با سرعت عمل خود را به خان رسانید و تبرزین بر سر خان زد و نوکرانش همگی حمله کردند و جمعی که به خان نزدیک بودند جمله فرار بر قرار ترجیح دادند و به این صورت طغا تیمور خان به قتل رسید تاریخ این واقعه ۷۵۴ ه.ق بوده است.( سمرقندی ،۱۳۸۸: ۱۷۹-۱۷۸).
 
وجه اشتراک روایات در قضیه قتل ایلخان طغاتیمور خان چنین است که این جشن به ابتکار و دعوت طغاتیمور برپا شده بود و هدف اساسی آن فریب دادن سربداران و التزام ایشان به پذیرفتن پیمانی تحقیرآمیز یا قتل عام آنها بوده است. اما امیران سربداری پیشدستی کردند و عذر آنها را به خود آنها باز گردانده اند و در نتیجه شکست و انهدام به دستگاه طغاتیمور راه یافته وآخرین ایلخان و دستگاه سلطنتی اش چنین نابود شد و هر چند نتیجه این اقدام ریشه کن شدن سنتها و فرهنگ مغولی در گوشه و کنار ایران مغول زده نبوده به هر حال آنچه در اکثر روایات مشترک است همین موضوع دعوت و عقد قرارداد و توطئه علیه سربداران بود که سرانجام به پیروزی سربداران و قتل طغاتیمور خان منجر شد.(شهرستانی،۱۳۷۵: ۸۰).
 
با مشاهده قتل طغاتیمور « سربداران که در بیرون بودند چون ضرغام خون آشام (بنی جان) شمشیرها کشیده برهیچکس ابقا نکردند و از خاص و عام خلقی بسیار کشتند پسران طغاتیمور خان و هر که توانست گریخت پهلوان سربدار گرگ وار در گوسفندان ترکی افتادند و به تهور و تنمر چنین کار از پیش بردند که تا انقراض عالم ذکر آن از روی روزگار محو نخواهد شد. و به لحظه اردوی پادشاه چنان خوار و ناچیز شد.»
 
(سمرقندی،۱۳۵۳: ۲۵۸) سربدران اکثر آن ولایت را به سم ستوران ویران کردند و هر گله که در گیاه زار آن مراعی یافتند براندند و در آن قضیه غنیمتی تمام به دست آنان افتاد و کار ایشان دوامی گرفت و آوازه ایشان به اطراف و اکناف برسید.(آژند به نقل از ابرو،۱۳۶۳: ۱۸۴)
 
بدین شکل یحیی توانست با درایت خویش ایلخان طغاتیمور را به قتل برساند و برای همیشه این رقیب سیاسی خود را از صحنه روزگار محو نماید و قلمرو ایلخان را ضمیمه قلمرو سربداران کرد این فتح سبب شد سرتاسر متصرفات طغاتیمور در خراسان و گرگان به سربداران تعلق گیرد.(نبئی،۱۳۷۵: ۱۱۷)
 
سربداران بدون کوشش و به آسانی توانستنند آخرین تکیه گاه دولت مغولی ایلخان هلاکویی را نابود کنند آنان با ویران ساختن این آشیان ددان و راهزنان کاری بزرگ و برجسته انجام دادند.(حقیقت،۱۳۴۴: ۱۳۴)
 
قتل طغاتیمور و پاشیده شدن قشون او سربداران را قادر ساخت که دوباره آن مناطقی را که امیر مسعود زمانی از آنها گرفته بود در زمره متصرفات خویش درآورند این پیروزی بسیار مهمتر و با اهمیت تر از فتوحات زمان مسعود بود زیرا سبب پراکندگی دشمنانشان شد و همچنین آنها دیگر دارای رهبرانی نبودند که از نظر اعتبار برتر از طغاتیمور باشد لذا دیگر قدرت هیچ اتحادی را نداشتند و مهمتر اینکه یحیی اشتباه مسعود را در حمله به مازندران تکرار نکرد.(اسمیت،۱۳۶۱: ۱۷۰).
 
در پایان این مبحث می بایست به این نکته اشاره کرد که سقوط ایلخانان باعث واژگون شدن بساط سادت مغول در سراسر ایران نشد. سنن و شیوه کشورداری مغول همچنان در برخی حکومت ها محفوظ ماند به خصوص نواحی که زمام امور در اختیار اعیان صحرا نشین و لشکری مغول و ترک بوده از جمله قلمروی جلایریان و متصرفات جانی قربان در شمال خراسان این نفوذ به چشم می خورد.(پیگولوسکایا،۱۳۴۶: ۴۲۲)
 
جریان قتل ایلخان در اشعار شاعران نیز بازتاب یافته، ابن یمین در این مورد سروده است که :
 
سربداران دلیر و از ایران کندند                      ریشه دولت منحوس طغاخان تیمور
 
 
 
ملک الشعرای بهار نیز به مناسبت قتل ایلخان طغاتیمور به دست سربداران چنین سروده است
 
سرود احرار ایرانند آل سربدار                          کز فشار ظلم آشفتند اندر سبزوار
 
شهر نیشابور بگرفتند و بس شهر و دیار               وز دهاقین لشکری کردن بیرون از شمار
 
بد طغاتیمور چنگیزی به گرگان شهریار              وآخرین خرس مغول او بود در این مرغزار
 
سربداران بر سرش در خاک گرگان ریختند       همچو شیر شرزه خونش را به خاک آمیختند (حقیقت،۱۳۶۳: ۲۰۵)
 
 
 
منابع :
 
۱-آژند ، یعقوب . قیام شیعی سربداران ، تهران : نشر گستره ، ۱۳۶۲٫
 
۲- اسمیت ، جان ماسون . خروج و عروج سربداران ، ترجمه یعقوب آژند ، تهران : موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران ،۱۳۶۱٫
 
۳ – پطروشفسکی ، نهضت سربداران خراسان ،  ترجمه کریم کشاورز ، تهران :  انتشارات پیام ، ۱۳۴۱٫
 
۴- پیگولوسکایا ، نیتاویکتوروونا . تاریخ ایران از دوران باستان تا سده هیجدهم ، ترجمه کریم کشاورز، تهران ، موسسه مطالعات اجتماعی ،  ۱۳۴۶٫
 
۵ – حقیقت ،عبد الرفیع . تاریخ جنبش سربداران و دیگر جنبشهای ایرانیان در قرن هشتم هجری ،انتشارات علمی ، تهران:  ۱۳۶۳٫
 
۶ – سمرقندی ، دولتشاه بن علاء الدوله بختیشاه الغازی ،تذکره الشعرا ، به همت محمد رمضانی ، تهران : چاپخانه خاور،  ۱۳۳۸٫
 
۷- سمرقندی ، کمال الدین عبد الرزاق .مطلع سعدین و مجمع بحرین ، به اهتمام عبدالحسین نوایی ، تهران : ناشر کتابخانه طهوری ، ۱۳۵۳٫
 
۸ – شهرستانی ، سید محمد علی . سربه داران خراسان و مازندران ، تهران : انتشارات سکه، ۱۳۷۵٫
 
۹ – غفاری کاشانی ،قاضی احمد .تاریخ نگارستان ، به تصحیح و مقدمه مدرس گیلانی،  تهران : چاپ فرهنگ ، ۱۴۰۴  ه . ق.
 
۱۰ – میر خواند ، محمد بن خاوند شاه بن محمود . تاریخ روضه الصفا فی سیره النبیاء و الملوک و الخلفا ، به تصیح جمشید کیانی فر ، ج ۷- ۸ ، تهران :  انتشارات اساطیر، ۱۳۸۰٫
 
۱۱- نبئی ، ابوالفضل. اوضاع اجتماعی و سیاسی ایران در قرن هشتم هجری ، مشهد : انتشارات دانشگاه فردوسی،  ۱۳۷۵٫
 
 
نویسنده :حمید دلاوری هروی / کارشناس ارشد تاریخ
 
منبع: وبسایت کنگره بین المللی سربداران
 
برای مطالعه نوشته های بیشتر به قلم این نویسنده هم اکنون روی اینجا کلیک کنید.
 
 
 

نظر شما؟
نام:
ايميل:
وب:
عدد روبرو:


0 نظر در صف تاييد است.
• شما مجموعه برنامه های هفته سبزوار از 26 اردیبهشت تا 1 خرداد 94 را چگونه ارزیابی می کنید؟








تبليغات