مجله اینترنتی اسرار نامه سبزوار

فرهنگ و هنر   /   4 آبان 1395   /   کد مطلب: 15154   /   بازدید: 1357   /   نظرات: 2

شعر طنز : عشقت منم یا پولای بابام؟ / علی شادان

شعر طنز : عشقت منم یا پولای بابام  علی شادان
جدیدترین شعر طنز علی شادان شاعر جوان سبزواری:
 
گفتم جهانم با تو آرومه
حس میکنم رنگی شده دنیام 
گفتی میدونم عاشقی اما 
عشقت منم یا پولای بابام ؟
 
گفتم دلم مثل سگ گله 
تو بندِ تُو آزاده میفهمی !
ابروت یه اَرَّه س که از داخل 
قلب منو جِر داده میفهمی !
 
وقتی که گوشیت روشنه فوری 
از فکر این دنیا میرم بیرون 
گوشیت خاموشه اگه گاهی 
با مریم و رویا میرم بیرون 
 
تو مثل یه افسانه جذابی 
مثل فرشته با کمالاتی 
مجموع خوبی های دنیایی 
گاهی مثِ اکرم یکم لاتی 
 
من فکر جیبم هستم و میگم 
دوتّا فلافل ، سمتِ مامازند 
تو فکر جیبم نیستی و میگی 
سلطانی مخصوص تو دربند 
 
وقتی میام سمتت واسه آغوش 
میگی برو گمشو عقب عشقم 
میگم میشه ، تو ، مالِ من باشی ؟
میگی آره ، تو خوابِ شب عشقم 
 
تو خواب ، یک شب اومدی سمتم 
من عطر موهاتو بغل کردم 
 یک لحظه حس کردم سیبیل داری 
حتی سیبیلاتو بغل کردم 
 
موهات بوی خون میداد و جنگ 
انگار صدّامو بغل کردم 
یکهو یه چَک اومد زیر گوشم 
دیدم که بابامو بغل کردم 
 
با اون چکی که از بابام خوردم 
قاطی شده توی سرم حرفات !
اصلا نمیفهمم که این روزا 
عشقم تویی یا پولای بابات ؟
 
برای مطالعه اشعار طنز بیشتر ازعلی شادان هم اکنون روی اینجا کلیک کنید.

نظر شما؟
نام:
ايميل:
وب:
عدد روبرو:


سلام
بسیار زیبا بود
ولی پولای بابات...
13 آبان 1395 - ساعت 12:41

سلام
شعر خیلی زیبایی بود لذت بردم ایشالا همیشه موفق باشی علی جان
10 آبان 1395 - ساعت 15:44

• عملکرد اسرارنامه را چگونه ارزیابی می کنید؟








تبليغات