مجله اینترنتی اسرار نامه سبزوار

عمومی   /   20 آبان 1398   /   کد مطلب: 23115   /   بازدید: 190   /   نظرات: 0

روایتی کوتاه از اردوی نیم روزی به مقصد دنیا

روایتی کوتاه از اردوی نیم روزی به مقصد دنیا
محمد ابراهیم اکبری / مجله اینترنتی اسرارنامه 
 
قطار ایستاد. سرپرست های اردو اعلام کردند: پیاده شوید! یک عمر وقت دارید اما مثل برق می آید و می رود. جایی است شگفت انگیز با پدیده های زیبا و بکر که با قوانین خاص خود در گردشند. بروید بگردید بخورید زاد و ولد کنید لذت ببرید تحقیق کنید کشف کنید بسازید خراب کنید و .... 
 
قوانین اینجا یادتان نرود. گندم بکارید،گندم درو می کنید. تخم کینه و نفرت بکارید انتظار نداشته باشید خوشه ی طلایی محبت درو کنید.
 
بروید به امان خدا.ضمناً دانش آموزان عزیز! درس ((شناخت)) بالاترین ضریب در معدل دروس عملی و تئوری شما را دارد. شناخت پیش نیاز تمام دروس اصلی و فرعی شماست. نمره ی آن هرچه بیشتر! معدلتان مقبول تر!
 
همه متفرق شدند. گروه اول ضریب هوشی متوسطی داشتند. از اطراف قطار پراکنده نشده جای دوری نرفتند. با اینکه هیچ جا نرفتند و از اوضاع و احوال خیلی جاها بیخبر بودند دم به ساعت می آمدند جلو سرپرست های اردو هی تکرار می کردند: آقا اجازه عجب جایی مارا آورده اید.از شما متشکریم. این تشکر کردن برای آنها مثل عادت شده بود. هرچه هم بیشتر تشکر می کردند از خود راضی تر می شدند و این رضایت هیچ کمکی به درک بیشتر آنها از جلوه های طبیعی نداشت.
 
گروه دوم از درک بالاتری برخوردار بودند.حس ماجراجویی آنها را واداشت قدری از قطارفاصله بگیرند پدیده های شگفت انگیز را از نزدیک لمس کنند و جاهایی اینقدر جذب آفریده ها و مناظر می شدند که شروع می کردند درباره ی آنها شعر و داستان نوشتن. گاهی هم می آمدند و از مجریان برنامه تشکر می کردند. البته به نظر این ها همینکه با معرفت و صحیح از نعمت ها استفاده کنی یعنی شکر کرده ای.
 
گروه سوم آنقدر شیفته و جذب ظاهر و باطن پدیده ها شدند که فرصت نکردند حتی یک بار برگردند پای قطار و تشکر کنند.زدند به عمق دریاها، قله ی کوه ها،اوج آسمان ها، گشتند در کوچه پس کوچه ها، بزرگ راه ها و سوراخ سمبه های تودرتوی علم و دانش و اندیشه.
 
هرچه تفکر کردند و هرچه می دویدند تازه می فهمیدند هیچ نفهمیده اند.خود به شناخت خودشان نمره ی کمی می دادند اما سرپرست های اردو به دل دوستدار آنها بودند. با کشف هر معما از رموز آفرینش  لبخند رضایت بخشی بر چهره ی سرپرست های اردو نقش می بست.این گروه مثل درخت هرچه شاخه هایشان میوه های بیشتری به ثمر می رساند، متواضع تر و مهربان تر می شدند.
 
پایان

نظر شما؟
نام:
ايميل:
وب:
عدد روبرو:


0 نظر در صف تاييد است.
• عملکرد اسرارنامه را چگونه ارزیابی می کنید؟








تبليغات