مجله اینترنتی اسرار نامه سبزوار

عمومی   /   5 تير 1394   /   کد مطلب: 10104   /   بازدید: 3575   /   نظرات: 6

ارزيابي آمد و رفت وزرا به سبزوار

اولويت هاي سبزوار کدامند؟

اولويت هاي سبزوار کدامند

* علي نورآبادي / مجله تحلیلی اسرارنامه دو سه هفته پيش وزير راه و شهر سازي براي کلنگ زني آزاد راه حرم تا حرم به سبزوار آمد. هفته پيش هم معاون وزارت صنعت (که سبزواري هم هست) در جلسه رفع موانع توليد در سبزوار حضور يافت. پيش از اين هم وزراي ارشاد و بهداشت هم به سبزوار آمده بودند. در دو سال گذشته دست کم 4 وزير به سبزوار آمده اند. يعني هر شش ماه يک نفر؛ به اين ها اضافه کنيد سفر چندين معاون وزير و ديگر مقامات کشوري را. اما آيا تا کنون پرسيده ايم که اين همه آمد و رفت وزرا و معاونان و ديگر مسئولان کشوري به منطقه سبزوار چه دستاورد عملي براي ما داشته است؟ و بر اثر اين آمد و رفت ها کدام مشکل و مسئله اصلي سبزوار حل شده است؟ اين جاست که مشخص کردن مسائل و اولويت هاي اصلي شهرستان بسيار مهم مي شود. آخر گاهي چنان درگير روزمرگي و گرفتار کارهاي پيش افتاده مي شويم که مهم ترين اهداف و برنامه هاي مان را فراموش مي کنيم. بخشي از اين مسئله به بي برنامگي نهادها و دستگاه ها برمي گردد که معمولا برنامه مدون و مشخصي ندارند؛ و بخشي هم به سيستم بروکراسي و نظام فشل و ناکارآمد ما برمي گردد. بررسي مفصل اين مسئله مجال ديگري مي طلبد اما بد نيست گاهي براي يادآوري هم که شده نگاهي به مهم ترين برنامه ها و اولويت هاي کاري و مجموعه شهري مان بيندازيم. مديريت شهري هميشه بايد اين اين اولويت ها را جلو چشم داشته باشد تا کمتر گرفتار روزمرگي و امور پيش پا افتاده شود. آيا فهرستي هر چند مختصر از اولويت هاي شهرستان داريم؟ بد نيست مهم ترين اولويت هاي منطقه سبزوار را -البته بدون ترتيب- روي کاغذ بياوريم:

- تکميل راه آهن
- ساخت کتابخانه مرکزي
- سرمايه گذاري و ايجاد صنايع تبديلي با برندهايي در سطح ملي
- بازسازي بافت هاي فرسوده به ويژه کوي گلستان
- طراحي و ساخت نماد و ميدان سربداران
- توجه جدي به ميراث فرهنگي و رونق صنعت گردشگري
- نيروگاه سبزوار
- و...

بد نيست تاملي کوتاه در هر کدام از اين ها داشته باشيم:


- تکميل راه آهن

به اين خبر دقت کنيد:
"وزير راه وشهرسازي در نيشابور از اصلاح مسير طرح حرم تا حرم به مسير مشهد نيشابور سبزوار خبر داد.
آقاي آخوندي عصر امروز در نيشابور در خصوص آزاد راه مشهد نيشابور،
سبزوار گفت: اگر مسير آزاد راه منحرف شده است بايد اين مسير برگردد و به همين علت نام نيشابور را در طرح جديد آورده ايم چرا که آزادراهها بايد بتوانند به شهرها و سکونتگاههاي مهم در مسيرشان بهره برسانند." (18 خرداد 94)

راستش وقتي اين خبر را خواندم بسيار خوشحال شدم. جاي خوشحالي هم داشت چون هوشياري، پيگيري جدي و اقدام به موقع مسئولان اين شهر را ثابت مي کرد. آنها نگذاشتند وقتش بگذرد و تازه به فکر بيفتند. تا دير نشده فرصت را از دست نداده بودند چون مي دانستند وقتي دير شد نمي توانند کاري بکنند. حتما مي دانيد که ظاهرا آزاد راه حرم تا حرم ابتدا قرار بوده از 15 کيلومتري نيشابور بگذرد اما با هوشياري و اقدام به موقع آنها آزاد راه به 5 کيلومتري شهر آمده است. فرصت را از دست ندادن و به موقع عمل کردن يعني اين.

حالا اين را مقايسه کنيد با ماجراي تلخ راه آهن سبزوار. پنجاه سال پيش با غفلت مسئولان سبزوار، يکي از شهرهاي مهم خراسان از راه آهن محروم شد. حالا پنجاه سال که دست و پا مي زنيم و هنوز به جايي نرسيده است و معلوم هم نيست سرنوشت راه آهن سبزوار چه مي شود. وقتي با اين وضع که هي ذره ذره از اين و آن پول بگيريم حالا حالاها راه آهني در کار نخواهد بود. پيمانکاري که يکي دو سال است پولي نگرفته است چطور مي خواهد کار کند. مسئولان هم هر چه مصاحبه کنند و قول بدهند و هي وعده هاي شان را تمديد کنند ريلي ساخته نخواهد شد. در دولت قبل هم ما فرصت ديگري را از دست داديم زماني که مي توانستيم اين طرح را جزو طرح هاي مهر ماندگار به تصويب دولت برسانيم. حتي خبرش را فرماندار وقت اعلام کرد اما باز هم به خاطر غفلت و پيگيري نکردن مسئولان شهري اين اتفاق نيفتاد. اگر راه آهن جزو طرح هاي مهر ماندگار مي شد حتي اگر به اتمام نمي رسيد حتما خيلي جلوتر بود و بخشي از آن ساخته مي شد.

خبر داريم که راه آهن شيروان- اسفراين- بجنورد حدود پنجاه درصد پيشرفت دارد و در سفر هيئت دولت به خراسان شمالي قرار است ساخت قسمت هاي باقي مانده آغاز شود. اين هم خبرش "معاون هماهنگي امور عمراني استاندار خراسان شمالي گفت: در اين سفر قرار است اجراي طرح راه آهن اسفراين بجنورد شيروان در پنج قطعه و طرح توسعه مجتمع پتروشيمي خراسان آغاز شود و 4 هزار و 800 واحد مسکن مهر استان هم به بهره برداري برسد." با ساخته اين خط تقريبا همه شهرهاي اطراف ما به شبکه ريلي سراسري متصل مي شوند. الا سبزوار که در اين کنج استان دستش از همه چيز کوتاه خواهد ماند. چنانکه مسئولان گفته اند تازه اگر راه آهن سبزوار بعد از اين همه مدت ساخته شود يک خط محلي خواهد بود و سبزوار باز هم به شبکه سراسري ريلي کشور وصل نمي شود. وقتي سبزوار به شبکه سراسري ريلي متصل نباشد قطعا پيشرفتي نخواهد داشت و بيش از پيش عقب خواهد ماند. تا راه آهن ساخته نشود نه شهرک هاي صنعتي موجود رونق پيدا خواهند کرد و نه منطقه ويژه اقتصادي سبزوار کارآيي مفيدي خواهد داشت. اصلا ما چرا بگویيم، مدير کل صنعت و معدن خراسان رضوي در جلسه رفع موانع توليد در سبزوار صريحا گفت:


"عليرضايي با بيان اينکه سبزوار از نعمت ريل و راه‌آهن بهره‌مند نيست، گفت: يکي از مهم‌ترين مباني توسعه صنعتي وجود راه‌آهن است و اين مسئله با بخش صنعت پيوندي عجيب دارد که متاسفانه شهرستان از اين امر محروم است و بايد از ظرفيت‌هاي ديگري که دارد مانند وجود محور بين‌المللي تهران مشهد براي صادرات محصولات بهره بگيرد."

اين يعني آنکه آب پاکي را روي دست مان ريخته است. 50 سال است دنبال ساخت راه آهن هستيم هنوز درست نشده است. مطمئن باشيم تا سبزوار به شبکه سراسري راه آهن متصل نشود پيشرفتي در اين زمينه ها نخواهد داشت و از اين جلسات هم چيز عملي درنمي آيد.

نمي دانيم مسئولان محترم خبردار شدند يا نه، هفته گذشته منطقه ويژه اقتصادي کاشان با حضور آقاي نعمت زاده وزير صنعت، معدن و تجارت افتتاح شد. منطقه ويژه اقتصادي کاشان و سبزوار با هم تصويب شده بود حالا کاشان افتتاح کرد اما از منطقه ويژه اقتصادي سبزوار خبري نيست که نيست. حالا چهار پنج سال ديگر يک دفعه از خواب بيدار مي شويم و مثل خواب زده ها مي پرسيم که چرا سبزوار اين همه از کاشان عقب افتاده است.

هر چند مسئولان شهري گزارش دقيقي از برنامه هاي وزير ندادند اما به نظرم در سفر وزير راه و شهرسازي ما باز هم فرصت ديگري را از دست داديم. آيا بهتر نبود به جاي کلنگ زني دوباره آزاد راه که يک کار کاملا صوري است، او را مثلا به بازديد راه آهن مي برديم تا وضع آن را از نزديک ببيند. اين بازديد قطعا بي تاثير نبود و حتما مانند شهر همسايه بودجه اي براي آن اختصاص مي داد که کار جلو بيفتد. وقتي طرح در مشهد کلنگ زني شده است واقعا چه نيازي هست که دوباره آن را در نقطه ديگري کلنگ زني کنيم؟‌ اين درست مانند افتتاح دبيرخانه همايش سربداران در سفر وزير ارشاد به سبزوار بود. دبيرخانه اي که با آن همه طول و تفصيل افتتاح شد و قرار بود در سطح وزارت خانه کار کند، متاسفانه نه تنها چيزي از آن بيرون نيامد بلکه هنوز چيزي نشده دو عضو اصلي شوراي سياستگذاري آن با هم اختلاف پيدا کردند و به تکذيب يکديگر پرداختند. و همايشي که قرار بود وزير ارشاد رئيس آن باشد و بين المللي باشد، بعد از چند بار تاخير و تمديد تا حالا که چيزي از آن درنيامده است. علاوه بر اين کار نمادين، حتي قول وزير براي ثبت روز بيهقي در تقويم هم به جايي نرسيد.

 

- ساخت کتابخانه مرکزي

مي گوييم سبزوار شهر دانشگاهي است. مي گوييم 30 هزار دانشجو داريم. مي گوييم سبزوار شهر فرهنگي است. اين ها همه درست، اما وقتي وضع کتاب و کتاب خواني سبزوار منتشر مي شود تازه مي فهميم چقدر عقبيم. سبزوار در شاخص هاي کتاب و کتاب خواني رتبه يازدهم استان را دارد. مگر استان چند تا شهر قديمي و مهم دارد اين وضع نشان مي دهد که حتي از بخش هاي تازه شهر شده هم عقب تريم. با اين وضع ما 4-5 سال است که سر و کله هم مي زنيم که زميني براي کتابخانه مرکزي مشخص کنيم و هنوز هم به نتيجه نرسيده ايم. چرا بايد توان و وقت مسئولان و مديريت شهري به جاي کار کردن صرف اختلافات بيهوده و برخي خود رايي ها بشود؟ اواخر سال گذشته مسئولان اداره کتابخانه هاي عمومي اعلام کردند بودجه اي براي ساخت کتابخانه مرکزي اختصاص يافته و وزارت ارشاد تا آخر سال فرصت داده است که زمين کتابخانه را مشخص و اعلام کنيم و گر نه بودجه به شهر ديگر مي رود.

الان سه ماه هم از سال جديد گذشته است و ما نمي دانيم نتيجه چه شد؟ مسئولان هيچ گزارشي ندادند تا ببينيم کار در چه مرحله اي است. آيا قدر اين فرصت را دانسته و با تلاش و پيگيري جدي بودجه را جذب کرده ايم و یا باز هم اين فرصت طلايي را از دست داده ايم؟ و يا شهر همجوار ما با فرستاده طرح هايي نامزد پايتخت کتاب ايران مي شود اما مسئولان ارشاد و اداره کتابخانه هاي ما اصلا خبردار هم نمي شوند چه رسد به اين که تلاشي بکنند و طرح و برنامه اي بفرستند. نياز به گفتن نيست که صرف همين نامزد شدن و آمدن اسم شهر در رسانه ها چقدر مهم است و چقدر به پيشرفت شهر کمک مي کند.

 

- سرمايه گذاري و ايجاد صنايع تبديلي با برندهايي در سطح ملي

نقدينگي سبزوار از بسياري از شهرها بيشتر است اما در همين حال نرخ بيکاري سبزوار هم از ميانگين استاني و حتي کشوري بالاتر است. سبزوار اين همه سرمايه دارد اما قطعا يکي از شهرهايي است که مهاجر زياد دارد و جوانان و نخبگانش مجبورند براي کار به شهرهاي ديگر مهاجرت کنند. اين تناقض هاي تلخ و آزار دهنده چه چيزي را ثابت مي کند؟ چه پاسخي براي اين تناقض ها داريم؟

از طرف ديگر اگر کمي دقت کنيم در و ديوار شهر و سردر بيشتر مغازه هاي سبزوار پر است از تبليغات و نام چند برند محصولات لبني شهرهاي همجوار. از اين نمونه ها کم نداريم. مثلا شير سبزوار - که کم هم نيست- به اين شهرها مي رود و در آنجا به محصول تبديل مي شود و براي مصرف دوباره به شهر خودمان مي آيد. همه اين ها در حالي است که منطقه سبزوار منطقه اي کشاورزي و دامپروري است و پيشينه شهر هم همين را نشان مي دهد. اما همه اين محصولات يا فاسد مي شوند و از بين مي روند و يا براي فرآوري به شهرهاي همسايه فرستاده مي شوند. سبزوار در بسياري از محصولات رتبه هاي اول تا سوم استان و گاه کشور را دارد.

سبزوار از قديم يک شهر تجاري است و بسياري از محصولات شهرهاي ديگر از اين جا تبادل مي شوند. با همه اين ها سبزوار هيچ کارخانه اي ندارد. سبزوار هيچ برندي در سطح ملي ندارد. آيا نمي شد در يک يا چند زمينه سرمايه گذاري کرد و مانند شهرهاي ديگر کارخانه و برندي در سطح ملي داشته باشيم؟

چه کسي بايد اين کارها را بکند و زمينه هاي سرمايه گذاري را فراهم کند؟ توجه و سرمايه گذاري در اين زمينه ها جزو مزيت هاي منطقه ماست اما به فکرش نيستيم. روشن است که فراهم کردن زمينه ها و شرايط کار و جلوگيري از مهاجرت جوانان و نخبگان شهرستان از بازگرداندن آنها بسيار راحت تر و کم هزينه تر است. همه مي دانيم که کسي که رفت و در شهر ديگري مشغول شد معمولا ديگر برنمي گردد. اگر بخواهيم جوانان و نخبگان سبزوار به شهرشان برگردانيم بايد خيلي تلاش و چندين برابر هزينه کنيم که فکر نمي کنم مسئولان شهري ما اصلا در اين فکرها و وادي ها باشند. آيا مديريت شهري سبزوار اصلا چنين برنامه راهبردي و کلاني دارد؟

رئيس اداره صنعت، معدن و تجارت سبزوار هفته گذشته در مصاحبه اي مهم ترين مشکلات اين حوزه را بيان کرده و گفته بود:
"يکي از عمده ترين مشکلات تجارت ما سنتي فکر کردن تاجران است تعداد بسيار زيادي از تجار سبزوار هنوز به سبک و سياق قديم معامله انجام مي دهند و جاي خالي ابزارآلات تجارت الکترونيک احساس مي شود. مشکل مهم ديگر سرمايه هاي بلاتکليف است. مردم نگاه زودبازده به بخش توليد دارندترجيح مي دهند به جاي سرمايه گذاري در بخش هاي صنعتي و توليدي پول خود را در صندوق هاي غير معتبر و بانک ها سپرده گذاري کنند که در اين راستا بايد فرهنگ سازي لازم انجام شود تا نگاه به بخش توليد بهتر شود."

و يا او گفته بود شرط اول صادرات، داشتن اتاق بازرگاني است چون سبزوار اتاق بازرگاني ندارد تجار مجبورند از مرکز استان کارت بازرگاني بگيرند و از شهرهاي ديگر محصولات شان را صادر کنند.

بايد گفت: مرحبا، جانا سخن از زبان ما مي گويي. اين ها درست و همه هم اين مشکلات را مي دانيم اما آقاي اميدبخش از خود نپرسيده است که اين کارها را چه کسي بايد انجام دهد؟ چه کسي بايد زمينه هاي سرمايه گذاري را در سبزوار تسهيل کند؟ جذب سرمايه گذاران با کيست؟ چه کسي بايد در همه اين سال ها بخش تجارت سبزوار را با آن همه سابقه درخشان به روز مي کرد؟ چه کسي بايد زير ساخت هاي لازم براي صنايع تبديلي را در منطقه سبزوار فراهم کند تا محصولات منطقه به صورت خام از سبزوار خارج نشوند؟

او گفته روزانه 130 تن شير سبزوار به صورت خام به شهرهاي هاي همسايه مي رود؛ خوب چه کسي بايد مانند همين شهرها به فکر احداث کارخانه اي مي افتاد تا سردر همه مغازه هاي سبزوار با تبليغات محصولات کارخانه هاي لبني شهرهاي همسايه قرق نشود؟ تازه شير يکي از محصولات است، همانطور که مي دانيد منطقه سبزوار در بسياري از محصولات رتبه اول تا سوم استان و حتي کشوري را دارد. چه کسي بايد براي اين ها فکري مي کرد؟ چه کسي بايد براي هدايت سرمايه هاي گسترده مردم سبزوار به سمت توليد و سرمايه گذاري کار مي کرد تا مردم مجبور نباشند پول شان در موسسات غير مجاز و غير قانوني بگذارند. هر از چندي مردم سبزوار به خاطر ورشکستگي همين موسسات غير قانوني نقره داغ مي شوند که ميزان آخرين نمونه آن است؛ قطعا بخشي از علت اين ماجرا اداره صنعت و ديگر نهادهاي مرتبط سبزوار هستند که نتوانستند سرمايه هاي مردم را براي بخش هاي توليدي جذب و هدايت کنند؟ جذب و هدايت سرمايه هاي مردم و تسهيل سرمايه گذاري ها قطعا مهم ترين وظيفه اداره صنعت است، اداره صنعت سبزوار در اين باره چه کرده است؟ و يا چه کسي بايد مشکل نداشتن اتاق بازرگاني را حل کند؟ با توجه به وجود تاجران زياد و رونق تجارت در سبزوار،‌اداره صنعت در سال هاي گذشته چقدر پيگير راه اندازي اتاق بازرگاني در سبزوار بوده است؟ آيا نبايد با اين ظرفيت ها و امکانات سبزوار اتاق بازرگاني مي داشت که ندارد، مگر اين ها وظايف مسئولان اداره صنعت و ديگر نهادها نيست؟ آقاي اميدبخش گفته است سبزوار سرمايه هاي زيادي دارد اما سرمايه گذاري نمي کنند؛ مردم تقصيري ندارند اما از او مي پرسيم فرهنگ سازي براي سرمايه گذاري را چه کسي و يا چه نهادهايي بايد انجام دهند؟ سوالات اساسي اين هاست و مسئولان سبزوار بايد به آنها پاسخ دهند و براي عملي شدن شان کاري بکنند.

 

- بازسازي بافت هاي فرسوده بويژه کوي گلستان

باز هم به اين خبر دقت کنيد:
"جذب سرمايه گذار براي نوسازي بافت فرسوده آبکوه مشهد
بخش خصوصي براي اجراي طرح احياي بافت فرسوده آبکوه مشهد سه هزار ميليارد ريال سرمايه‌گذاري کرد.
به
گزارش خبرگزاري صدا و سيما ، مدير اجرايي طرح نوسازي بافت فرسوده آبکوه با اعلام اين خبر به خبرنگار ما گفت: در ادامه جذب سرمايه‌ گذاران براي اجراي طرح نوسازي بافت فرسوده ، مديريت اين طرح توانست تفاهم نامه‌اي با يک شرکت خصوصي وابسته به بانک شهر به امضا برساند."

اين خبر مال همين دو هفته گذشته است 19 خرداد. چرا مشهد يا شهرهاي ديگر يکي يکي بافت هاي فرسوده شان را بازسازي مي کنند و ما هنوز نتوانسته ايم در اين زمينه کاري بکنيم؟‌ چرا ديگران مي توانند سرمايه گذاري هاي سه هزار ميلياردي جذب کنند و ما نمي کنيم؟

ديگران سرمايه و سرمايه گذار جذب مي کنند اما ما چه مي کنيم؟ کوي گلستان فرسوده ترين منطقه شهر است و حتي شايد فرسوده ترين منطقه استان باشد، براي بازسازي اين بافت چه کرده ايم؟ همه هم قبول داريم که پيشرفت سبزوار بدون بازسازي اين "قلب زخمي" امکان پذير نيست اما کاري نمي کنيم. بهتر نيست نگاه نيم نگاهي به عملکردمان درباره کوي گلستان بيندازيم. بيش از 30 سال که اصلا نگاهي به اين منطقه نکرديم و حتي تصميم گرفتيم نبينم؛ بعد هم چند سال است که مي خواهيم کاري بکنيم هنوز هيچ کاري نکرده ايم. حدود 7 سال است که فقط مي خواهيم طرح بازسازي کوي گلستان را تصويب برسانيم هنوز هم به جايي نرسيده است.

ما به جاي اين که براي تصويب طرح پيگيري کنيم طرح را مسکوت مي گذاريم و کاري نمي کنيم. چنانکه زمان شهردار قبلي دو سال طرح در شهرداري خاک خورد. ما بجاي تلاش براي جذب سرمايه گذار با اختلافات و سر و کله هم زدن سرمايه گذارها را فراري مي دهيم. وقتي براي اين طرح، هر کسي و هر نهادي يک نظر مي دهد و هيچ وقت هم به اجماع نمي رسيم بايد هم تهيه طرح 7 سال طول بکشد. ما به جاي همکاري و همفکري و تعامل،‌ با هم اختلاف داريم و گاه در کار هم کارشکني مي کنيم. ما نه تنها تلاشي جدي براي به نتيجه رسيدن طرح نمي کنيم بلکه کسي هم که مي خواهد کار کند با بدترين شکل بيرونش مي کنيم. وقتي فقط تصويبش 7 سال طول بکشد اجرايش خدا مي داند چقدر طول خواهد کشيد؟‌ آيا واقعا براي تصويب يک طرح 7 سال -تا حالا- زمان نياز است؟ آيا اين وضع گوياي عملکرد مديريت ما نيست؟‌ جالب اين جاست و البته طنز هم هست که مهدي برزويي مدير عامل سازمان بهسازي و نوسازي شهرداري بعد از 7 سال هفته پيش با اشاره به خريد سراي معمارزاده در کوي گلستان گفت: "ما نتوانستيم در اين رابطه نسبت به طرح، با قوانين و مقررات دولتي کاري براي اين محله انجام دهيم از اين حيث شهرداري خود براي ورود به ديگر اجزاي اين بافت كار را از اينجا آغاز كرد و معتقد است كه كليد فتح گلستان در دستان سراي معمارزاده است."

با اين جمله چه مي توان گفت. يعني هفت سال دوندگي هيچ شد. يعني اين همه هزينه مادي و معنوي هباءا منثورا و باد هوا. يعني هفت سال وقت کشي. يعني هفت سال عقب افتادن سبزوار. وقتي مدير عامل سازمان بهسازي و نوسازي شهرداري به صراحت اين گونه مي گويد يعني اين که ديگر نبايد به اميد طرح و اجراي طرحي باشيم. اين در حالي است که آقاي برزويي پس از جلسه مسئولان شهرداري سبزوار و مسئولان استان که ارديبهشت در مشهد برگزار شد، از تصويب طرح اجرايي بازسازي کوي گلستان خبر داده بود. او گفته بود قرار است طرح اجرايي بازسازي کوي تهيه و بعد از آن وارد مرحله اجرا شويم. در همين چند ماه گذشته ما چند حرف متفاوت و متضاد از آقاي برزويي درباره کوي گلستان خوانده ايم. آدم مي ماند با اين تناقض گويي آقايان چه کند؟ بر گذشته ها افسوس نمي شود خورد چون فايده اي ندارد. اما حال که الحمد لله آقايان "کليد فتح کوي گلستان" را بدست آورده اند ببينيم چه مي کنند؟ تا حالا بهانه اين بود که تا طرح تصويب نشود نمي توانيم کاري کنيم و يا تقصير را گردن استان مي انداختند اما حال که همه چيز دست خودشان است ببينيم چه گلي به سر کوي گلستان خواهند زد. منتظريم ببينيم اين بار چقدر طول مي کشد کوي گلستان را فتح کنند.

به هر حال آيا بهتر نبود به جاي نمايش صوري کلنگ زني دوباره براي آزاد راه، آقاي وزير را به بازديد کوي گلستان مي برديم تا از نزديک ببيند که چنين مناطقي هم در کشور داريم. مطمئنيم اگر وزير کوي گلستان را مي ديد حتما تحت تاثير قرار مي گرفت. قطعا براي رسيدگي به اين وضع اسفبار دستوراتي مي داد و کارهايي مي کرد. مگر آقاي آخوندي از بافت هاي فرسوده مشهد بازديد نکرد چرا از بافت هاي فرسوده سبزوار بازديد نکند؟ اين به حسن انتخاب و تدبير مسئولان شهر برمي گردد که قدر چنين فرصت هايي را بدانند و از آن به نحو احسن استفاده کنند. مشهدي ها او را به بافت هاي فرسوده شان مي برند تا از نزديک ببيند اما ما هميشه کوي گلستان را از وزير و ديگر مسئولان پنهان مي کنيم. انگار اصلا چنين جايي وجود ندارد و حتي حاضر نيستيم اسمش را بياوريم. آيا با پنهان کردن و اسم نياوردن وضع کوي گلستان درست مي شود؟ اگر اين گونه بود که تا حالا درست شده بود. تفاوت ها اين جاست که شهري پيشرفت مي کند و شهري عقب مي ماند.

 

- طراحي و ساخت نماد و ميدان سربداران

باز هم اين خبر را بخوانيد:
"پروژه تقاطع غيرهمسطح امام رضا(ع) نيشابور 5 ميليارد تومان اعتبار گرفت.
عباس آخوندي عصر امروز در بازديد از اين تقاطع اظهار داشت: براي سرعت بخشيدن به اين پروژه رفاه حال زائران و گردشگران در عبور و مرور مبلغ 5 ميليارد تومان به اين طرح اختصاص مي‌يابد. وي پيشرفت فيزيکي فاز دوم اين پروژه را خوب ارزيابي کرد و گفت: شهرداري نيشابور بايد در اجراي دقيق تقاطع غيرهم‏سطح نظارت کافي داشته باشد تا شهروندان بتوانند از مزاياي اين پروژه بهره‌مند شوند."

همه مسئولان در يکي دو سال اخير بارها به مشهد رفته و ديده اند که تقاطع غير همسطح ورودي نيشابور در حال ساخت است و دو فاز آن اجرا شده است. اما طبق اعلام اعضاي شوراي شهر تقاطع غير همسطح نماد و ميدان سربداران هنوز در شوراي همتاي استان مانده است و هنوز حتي تصويب نشده است. چرا طرح هاي مربوط به سبزوار هميشه بايد چند سال در استان معطل بمانند؟ چرا ما هميشه عقب تر هستيم؟ ميدان سربداران را سه سال پيش کنديم و شخم زديم و وعده داديم که تا فلان تاريخ تمام مي شود اما همچنان زخمي رها شد. اين است ورودي و پيشاني شهر ما.

آيا مسئولان شهرهاي همجوار به عقل شان نمي رسيد يک مراسم کلنگ زني هم آنجا برگزار کنند؟ چرا آنها بجاي اين مراسم صوري، وزير را به بازديد از طرح هاي مهم و نيمه کاره شهرشان بردند چون مي دانستند خود اين بازديد تاثير دارد و موجب پيشرفت کار شود. آنها وزير را به بازديد يکي از طرح هاي نيمه کاره شهرشان بردند و اعتبار گرفتند اما ما براي او کلنگ زني مجدد برگزار کرديم.

 

- توجه جدي به ميراث فرهنگي و رونق صنعت گردشگري

متروکه و مخروبه؛ اين از وضع آثار تاريخي سبزوار است. همين دو کلمه کافي است و بيشتر از اين چيزي نگوييم بهتر است. صنعت گردشگري از جمله حوزه هاي پردرآمد است و بسياري از کشورها اقتصادشان فقط بر پايه گردشگري است. مي گوييم 900 اثر تاريخي داريم اما سهم سبزوار از درآمد گردشگري چقدر است؟ طبق آماري که مسئولان اعلام کردند عيد امسال سبزوار فقط 10 هزار نفر گردشگر داشته است؛ تازه اگر همه اين افراد واقعا گردشگر باشند. اين در حالي است که از نظر جغرافيايي سبزوار بهترين موقعيت را براي گردشگري دارد، چون بر سر راه دست کم 20 ميليون مسافر واقع است. وقتي آثار تاريخي شهر متروکه و مخروبه است آيا منتظر آمدن گردشگر نشستن انتظار بي جايي نيست؟ اصلا ميراث فرهنگي سبزوار براي معرفي و شناساندن آثار تاريخي سبزوار چه کرده است؟ هر سال نمايشگاه بين المللي ميراث فرهنگي و گردشگري در تهران برگزار مي شود آيا ميراث فرهنگي سبزوار تا حالا در اين نمايشگاه ها شرکت کرده است؟ هفته گذشته بزرگترين نمايشگاه صنايع دستي در برگزار شد ايا ميراث فرهنگي سبزوار يک غرفه کوچک در اين نمايشگاه بزرگ داشت؟

شهرهاي همجوار با پيگيري و تلاش نام شان در فهرست شهرهاي نمونه گردشگري تصويب کردند اما مسئولان ميراث فرهنگي ما چه کردند؟ اين در دولت گذشته بود. در دولت جديد هم کاشان توانست خودش را به اين فهرست اضافه کند اما مسئولان ما همچنان در غفلت به سر مي برند. دريغ از کمي تحرک چون تحرک براي سلامتي مفيد است. قرار است اين شهرها در برنامه چهارم توسعه اعتبار ويژه ملي بگيرند. وقتي الان اين گونه غفلت مي کنيم و فرصت را از دست مي دهيم چند سال بعد که عقب افتاديم نبايد بپرسيم چرا سبزوار از شهرهاي ديگر عقب مانده است.

"به نوشته روزنامه اطلاعات؛ فرماندار نيشابور گفت:طرح آزادراه حرم تا حرم در محور مشهد، نيشابور، سبزوار پس از 12 جلسه پيگيري، اصلاح شد.‏" همچنان که ديديم مسئولان شهرهاي همسايه با تلاش و پيگيري طرح آزاد راه حرم تا حرم را اصلاح کردند آيا مسئولان شهري ما هم مي توانند از اين کارها بکنند؟ آيا مسئولان ما هم اينقدر تلاش و پيگيري مي کنند که اسم سبزوار هم در فهرست شهرهاي نمونه گردشگري بيايد؟ اين ها محک خوبي است؟

 

- نيروگاه سبزوار

نيروگاه سبزوار تا حالا دو سه بار رسما کلنگ زني شده است. تابلو نيرگاه آنقدر ماند که بر اثر عوامل طبيعي از بين رفت. حالا نمايندگان از کلنگ زني چند باره نيروگاه خبر دادند. گويا قرار است تابلو جديدي به جاي تابلو زنگ زده قبلي در زمين فرو کنند. حال ببنيم ديگران چه کردند. اواخر دولت گذشته نيروگاه شاهرود با حضور رئيس جمهور افتتاح شد اين طرح جزو طرح هاي مهر ماندگار بود. چرا شاهرود که يک نماينده هم دارد توانست نيروگاهش را جزو طرح هاي مهر ماندگار تصويب و تا آخر دولت هم به اتمام برساند اما ما که دو تا نماينده هم داريم نتوانستيم هيچ کاري بکنيم و فقط يک تابلو زنگ زده نصيب مان شد؟ درست مانند همان اتفاقي که براي پتروشيمي سبزوار افتاد. يادمان هست که سال 90 قبل از انتخابات مجلس با چه هياهويي پالايشگاه را کلنگ زني کرديم و حتي اعلام شد که محموله نخست تجهيزات آن وارد شده است و در کنار تريلي حاوي تجهيزات عکس يادگاري انداختيم اما چهار سال گذشت و نه پالايشگاه خبري شد و نه سازنده پالايشگاه. حتما تجهيزاتش -البته اگر تجهيزاتي بود- تا حالا پوسيده است مانند تابلوش. اين هاست که موجب پيشرفت شهرهاي ديگر و عقب افتادگي سبزوار مي شود.

 

و اما در پايان چند نکته ضروري:

- اين ها مواردي است که همه مسئولان شهري (از شوراي شهر گرفته تا شهردار، از جناب فرماندار گرفته تا معاونانش، از نمايندگان گرفته تا ديگر مديران) بارها و بارها درباره اولويت بودنشان گفته اند. بارها هم در دوره هاي مختلف قول و وعده براي ساخت آنها داده اند.

- اگر صادق و صريح باشيم و نخواهيم خودمان را گول بزنيم پيشرفت سبزوار بدون ايجاد و ساخت اين طرح ها و اولويت ها امکان ندارد. هر چه هم کوچه و خيابان آسفالت کنيم و پارک محله بسازيم و يا کارهاي تبليغي و صوري بکنيم با اين کارها سبزوار رشد نمي کند. نمي خواهيم اين کارها را نفي کنيم اما اين ها وظايف جزئي و روزمره نهادها و دستگاه هاست و موجب پيشرفت کلي شهرستان نمي شود.

مديريت شهري ضمن اين کارهاي عادي نبايد از اولويت ها غفلت کند. ممکن است کارهاي جزئي و صوري با تبليغات کاذب چهار روز چشم مردم را بگيرد اما بعد که هياهوها و سر و صداها خوابيد مي فهميم که اين کارها نه تنها نقشي در پيشرفت شهرستان ندارند بلکه در بسياري موارد مانع رشد و تعالي شهر هم مي شود. چون اين کارها هم موجب غفلت مديريت شهري و مردم از کارهاي اصلي و اولويت ها مي شود و هم هزينه هاي مادي و معنوي که بايد صرف اولويت ها شود هدر مي دهد.


- اي کاش مسئولان (شوراي شهر، شهردار، فرماندار و غيره) در دوران مسئوليت شان در کنار پرداختن به مسائل روزمره و جزئي، دو يا سه مورد از اين طرح ها و اولويت ها را به صورت جدي پگيري مي کردند تا به جايي برسد. اگر اين چنين بود قطعا خيلي از اين طرح آغاز شده بود و حتي پيشرفت قابل توجهي داشتند. اين ها کارهاي بزرگ و مهمي است که هم جسارت و جرات مي خواهد و هم دلسوزي، پيگيري و مديريت قوي. بنابراين ساختن و به نتيجه رساندن اين کارها نياز به هماهنگي، همکاري و تعامل همه دستگاه ها و مديريت شهري دارد. اين کارها با پراکنده کاري و اين که هر کسي ساز خودش را بزند به جايي نمي رسد.

برای مطالعه یادداشت های بیشتر به قلم علی نورآبادی هم اکنون روی اینجا کلیک کنید.

 

کوچه پس کوچه پیوندها

کلیک کنید:

توسعه صنعتی سبزوار نیازمند رفع تبعیض هاست


نظر شما؟
نام:
ايميل:
وب:
عدد روبرو:


سلام شما هم انگار دلتان خيلي خوشه، در اين هياهو و وانفسا کي به فکر سبزوار و اولويت هاي آن است. مگر نمي بينيد از چند ماه پيش و از الان که هنوز شش ماه تا انتخابات مانده چه غوغايي برپاست. نمي بينيد که حس جاه طلبي آقايان چنان همه را به تکاپو انداخته که از همين الان دارند اسب قدرت را زين مي کنند. حب جاه موجب شده حتي آدم هاي تحليل رفته و فرسوده هم بعد سال ها از سوراخ هاي خود بيرون آيند و با حرارت دوباره براي سوار شدن بر اين اسب قدرت خودشان را به زمين و آسمان بزنند. همه اين ها فقط براي دو صندلي است. سبزوار اين همه مسائل و مشکلات حل نشده دارد انگار فقط همين دو صندلي براي حل اين مشکلات و عملي کردن اين اولويت ها وجود دارد. اي کاش براي حل اين مشکلات و ساخت اين طرح ها هم همين طور آقايان نامزد مي شدند و همين طور تو سر و کله هم مي زدند. اي کاش براي عملي شدن اين طرح هم اين همه داوطلب داشتيم. اي کاش...
8 تير 1394 - ساعت 05:34

چرا به نظرمن که نوشته های اقای نورابادی خیلی منفی است و در انتقادها اغراق میکنن ایشون ایشون یک جوری مینویسن که انگار هیچ امتیازمثبتی الان تو سبزوار نیست همش نقاط منفیه. یعنی توی اولویتهایی که اقای نورابادی نوشتن واقعا هیچ جایی برای دانشگاه های سبزوار و ورزش این شهر، برای فرودگاه نیست.
اقای نورابادی نوشتن دستک راه اهن که بیاد سبزوار فایده نداره چون سراسری نیست اولا مگه چه فرقی میکنه این دستک با فاصله ای کم به همون مسیری وصل میشه که بقیه شهرها برخوردارند یعنی از شرق میره مشهد از غربم میره سمت تهران
دانشگاه های سبزوار توی متن اقای نورابادی بیشتر به تمسخرگرفته شدن درحالی که واقعا مورد حسرت مردم شهر همجوارن و نه تنها فایده علمی و فرهنگی دارن درامدزایی واشتغال هم برای خانواده های سبزوار میارن چون دانشجوهای غیربومی وقتی میان انیجا برای خوابگاه و خورد و خوراکشون خرج میکنن و پول میدن به سبزواریا
فرودگاه سبزوار که دیگه واقعا امتیاز خاصیه مردم نیشابور چندین ساله دارن تلاش میکنن فرودگاه بسازن نتونستن حالا درسته پروازای فرودگاه سبزوار الان خیلی ناچیزه ولی این میتونه یکی ازاولویت ها باشه اگه فرودگاه رونق بگیره و مثلا پروازای حج و کربلا وسوریه ازاینجا انجام بشه میتونه مرکزثقل سفرهای هوایی نیمه غربی خراسان بشه
ورزش سبزوارم که در این چندسال پیداست چه جایگاه خوبی پیدا کرده پس اتفاقات مثبت هم در سبزوار هستند که متاسفانه ما اکثرا نادیده میگیریم و به نیمه های خالی لیوان بیشتر توجه داریم
7 تير 1394 - ساعت 21:34

سلام
به نظرم اصلا سياه نمايي نيست بلکه واقعيته. سياه نمايي در صورتي است که اين موارد درست نباشه اما کدام يک از اين ها که در اين يادداشت تحليلي امده درست نيست. کدام يک را توانسيم بسازيم. در ضمن در مقاله نگفته که کاري نشده بله کارهاي روزمره و جزئي شده اما طرح هاي اساسي که موجب پيشرفت کلي شهرستان و منطقه مي شود صورت نگرفته است.
7 تير 1394 - ساعت 05:00

سلام اقای نورابادی
خیلی سیاه نمایانه نوشتید بابا دیگه چه خبره سبزوار در این سالها نقاط مثبتم داشته ولی شما تو این مطلبتون فقط منفی نوشتید اینطوری فایده نداره
6 تير 1394 - ساعت 17:28

• عملکرد اسرارنامه را چگونه ارزیابی می کنید؟








تبليغات